السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
410
تفسير الميزان ( فارسي )
كلمه « رب » به كار نرفته ، پس از اين اقرار ، ماجراى خود را كه قومش را پس از نزول عذاب و هلاك نشدن آنان ، ترك گفته بود به ياد آورده و ظلم را براى خود اثبات نموده و خداى سبحان را از هر چيزى كه شائبه ظلم و نقص در آن باشد منزه كرده و گفت : « سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ » . يونس ( ع ) در اين مناجات حاجت درونى خود را كه عبارت بود از رجوع به مقام عبودى قبليش اظهار نكرد ، گويا خود را لايق براى چنين درخواستى نديد و به خود اجازه تقاضاى چنين عطائى نداد ، و خود را مستحق آن ندانست و خلاصه خواست رعايت ادب كرده و بگويد من غرق در عرق خجالت و شرمنده هستم . دليل اينكه يونس چنين تقاضايى در دل داشت اين است كه خداى تعالى بعد از آيه سابق مىفرمايد : « فَاسْتَجَبْنا لَه وَنَجَّيْناه مِنَ الْغَمِّ » « 1 » و دليل بر اينكه حاجت درونيش عبارت بود از بازگشت به مقام و منصب قبليش اين است كه خداى تعالى فرمود : « فَنَبَذْناه بِالْعَراءِ وَهُوَ سَقِيمٌ . وَأَنْبَتْنا عَلَيْه شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ . وَأَرْسَلْناه إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ . فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ » « 2 » . و نيز از آن جمله ، دعائى است كه خداى تعالى از حضرت ايوب ( ع ) بعد از آنكه مرضش به طول انجاميد و اموال و فرزندانش همه از بين رفت نقل مىكند : « وَأَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّه أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » « 3 » . وجوه ادبى كه در اين دعا به كار رفته ، از بيانات قبلى روشن مىشود . ايوب ( ع ) هم مانند آدم ، نوح ، موسى و يونس ( ع ) حاجت خود را كه عبارت بود از بهبودى از مرض صريحا ذكر نكرد ، او نيز خواست هضم نفس كند و حاجت خود را كوچكتر از آن بداند كه از پروردگار ، آن را درخواست كند ، همانطورى كه قبلا هم گفتيم همه انبياء ( ع ) هيچوقت حاجت خود را اگر در باره امور دنيوى بوده صريحا ذكر نمىكردهاند اگر چه غرضشان از آن حاجت ، پيروى نفس هم نبوده . وجه ديگر اينكه اصولا ذكر سبب درخواست ، كه همان اساس مرض بود و همچنين
--> ( 1 ) درخواستش را اجابت نموده و از اندوه نجاتش داديم . سوره انبياء آيه 88 . ( 2 ) پس او را خسته و ناخوش به صحرايى بى آب و علف افكنديم ، و بوته اى از كدو براى اينكه سايه بر سرش افكند رويانديم ، و او را به سوى صد هزار نفر و يا بيشتر به رسالت روانه ساختيم ، آنان ايمان آوردند و در نتيجه تا مدتى زندگيشان داديم . سوره صافات آيه 148 . ( 3 ) و به ياد آر ايوب را وقتى كه ندا كرد ، پروردگارا ! مرض مرا از پاى در آورده و تو مهربانترين مهربانانى . سوره انبياء آيه 83 .