السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
409
تفسير الميزان ( فارسي )
( ع ) به طورى كه قرآن داستانش را آورده از پروردگار خود درخواست عذاب بر قوم خود كرده و خدا هم اجابتش كرده بود ، او نيز جريان را به قوم خود گوشزد كرده بود ، تا اينكه نزديك شد عذاب بر آنان نازل شود ، در اين هنگام مردم توبه و بازگشت نموده و عذاب از آنان بر طرف شد ، وقتى يونس چنين ديد قوم خود را ترك گفت و راه بيابان در پيش گرفت ، و گذارش به كنار دريا افتاد و بر كشتى نشست ، در بين راه ماهى بزرگى راه را بر كشتى و سرنشينانش بست و معلوم شد كه تا يك نفر از سرنشينان را نبلعد دست بردار نيست ، سرنشينان كشتى بنا را بر قرعه گذاشتند و قرعه به نام يونس در آمد ، يونس به دريا انداخته شد و آن ماهى او را بلعيد ، مدتى در شكم ماهى مشغول تسبيح خداى تعالى بود تا آنكه خداوند ماهى را فرمود تا يونس را در ساحل دريا بيفكند ، اين بود داستان يونس به نقل قرآن كريم . اين جريان جز تاديبى كه خداى تعالى انبياى خود را بر حسب اختلاف احوالشان به آن مؤدب مىكند نبود ، كما اينكه در قرآن هم فرموده : « فَلَوْ لا أَنَّه كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ . لَلَبِثَ فِي بَطْنِه إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ » « 1 » پس حال يونس در بيرون شدن از قوم خود و به راه خود ادامه دادن و بسوى آنان برنگشتن حال بنده اى را مىماند كه بعضى از كارهاى مولاى خود را نپسندد و بر مولاى خود خشم كرده و از خانه او بگريزد و خدمت او را ترك گويد ، و حال آنكه وظيفه عبوديت او اين نيست ، و چون خداى تعالى اين حركت را براى يونس نپسنديد خواست تا او را ادب كند ، پس او را آزمود و او را در زندانى انداخت كه حتى نمىتوانست به قدر يك سر انگشت پا دراز كند ، زندانى كه در چند طبقه از ظلمات قرار داشت ، ناچار در چنين ظلماتى به زارى گفت : « پروردگارا جز تو معبودى نيست منزهى تو ، به درستى كه من از ظالمين بودم » . و همه اين بليات فقط براى اين بود كه يونس آنچه را تا كنون مىپنداشت كاملا درك كند و بلكه برايش مجسم شود كه خداى سبحان قادر است بر اينكه او را گرفته و هر جا كه بخواهد زندانيش كند و هر بلائى كه بخواهد بر سرش بياورد و او جز به سوى خود خداوند گريزگاهى ندارد و نتيجه اين پيشامد و اين تدبير الهى اين شد كه حالتى كه در آن زندان و در شكم ماهى برايش مجسم شده بود او را وادار سازد به اينكه اقرار كند كه او معبودى است كه جز او معبودى نبوده و از بندگى و عبوديت براى او گريزى نيست و لذا گفت : « لا إِله إِلَّا أَنْتَ » . يونس ( ع ) تنها كسى است كه در بين انبياء چنين دعائى كرده كه در آغاز آن
--> ( 1 ) و اگر نبود كه يونس از تسبيحگويان بود هر آينه تا روز قيامت كه خلايق مبعوث ميشوند در همان شكم ماهى جاى داشت . سوره صافات آيه 144 .