السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

390

تفسير الميزان ( فارسي )

ذبح نقل كرده و فرموده : « فَبَشَّرْناه بِغُلامٍ حَلِيمٍ . فَلَمَّا بَلَغَ مَعَه السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّه مِنَ الصَّابِرِينَ » « 1 » . گر چه در صدر كلام اسماعيل ( ع ) ، ادب نسبت به پدر رعايت شده ، ليكن در ذيلش ادب را نسبت به پروردگار خود رعايت نموده ، با اينكه رعايت ادب نسبت به پدرى چون ابراهيم خليل ادب خداى تعالى نيز هست ، و كوتاه سخن ، وقتى پدرش خواب خود را برايش نقل كرد و چون اين خواب به شهادت خود اسماعيل كه گفت : به جاى آر آنچه را كه بدان مامور مىشوى ، ماموريتى الهى بوده از اين جهت پدرش به وى دستور داد كه در باره خود فكرى كند و رأى خود را بگويد ، و اين هم خود ادبى بود از آن جناب نسبت به فرزندش . اسماعيل هم در جواب عرض كرد : اى پدر ! بجاى آر آنچه را كه بدان مامور مىشوى ، او نيز رعايت ادب را نسبت به پدر كرد و نگفت كه رأى من چنين است . گويا خواست بگويد من در مقابل تو رأيى ندارم و از همين جهت كلام خود را با لفظ « اى پدر » آغاز كرد و نگفت : اگر مىخواهى به جاى آر ، تا پدر را در مقابل قبول قطعى خود دلخوش سازد . مضافا بر اينكه با اين اعتراف از اسماعيل كه اين خواب امرى است كه ابراهيم به او مامور شده تصور نميشود كه اسماعيل ترديد داشته باشد در مامور به و امتثال پروردگار نكند . ادب ديگرى كه اسماعيل به كار برد اين بود كه گفت : به زودى خواهى يافت كه من از صابرينم ان شاء اللَّه ، زيرا با اين كلام خود نيز پدر را خشنود نمود ، همه اينها ادب او را نسبت به پدرش مىرساند . ادب را نسبت به خداوند هم رعايت نموده زيرا وعده اى كه راجع به تحمل و صبر خود داد به طور قطع و جزم نبود ، بلكه آن را به مشيت خداوند مقيد ساخت ، چون مىدانست كه وعده صريح و قطعى دادن و آن را به مشيت پروردگار مقيد نساختن ، شائبه ادعاى استقلال در سببيت است و ساحت مقدس نبوت از اين گونه شايبه ها مبراست . خداى تعالى هم مردمى را به همين اشتباه مذمت كرده از آن جمله در داستان باغ دارها فرموده : « إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ . وَلا يَسْتَثْنُونَ » « 2 » حتى پيغمبر خود را در قرآن مجيد به كنايه عجيبى تاديب كرده و فرموده :

--> ( 1 ) پس ما به فرزندى بردبار بشارتش داديم . پس وقتى كه در خدمت پدر به حد بلوغ رسيده پدرش به او گفت : اى فرزند من در خواب مىبينم كه تو راى ذبح مىكنم فكر كن و بگو كه در اين كار چه مىبينى . گفت اى پدر بجاى آر آنچه كه بدان مامور مىشوى و ان شاء اللَّه به زودى خواهى ديد كه من از صابرين هستم . سوره صافات آيه 102 . ( 2 ) آزموديم آنها راى همانطورى كه باغ دارها راى آزموديم ، زمانى كه قسم خوردند كه فردا آن را خواهند چيد و ان شاء اللَّه نگفتند . سوره قلم آيه 18 .