السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
381
تفسير الميزان ( فارسي )
قبلا هم فرموده بود : با من در باره عفو ستمكاران ، ميانجيگرى مكن كه آنان به طور حتم غرق شدنى هستند . آرى ، نوح خيال مىكرد مراد از اهل همان معنى ظاهرى آن ( خويشاوند ) است ، و فكر مىكرد از اين خويشاوندان تنها همسرش استثنا شده و ديگران همه اهل نجاتند و لذا برداشت كلامش را طورى كرد كه از آن استفاده مىشد مىخواهد بعدا بطور صريح نجات فرزند را درخواست كند ، از اين جهت خداوند متعال نهى از درخواست را متفرع بر آن تفسير نمود ، و اين خود تاديبى بود كه نوح را وادار كرد كلام خود را قطع نموده و دنباله آن را نگيرد بلكه حرف تازه اى از سر گيرد كه در ظاهر توبه و در حقيقت شكر همين تاديب - كه خود نعمت بزرگى بود - باشد ، لذا عرض كرد : « رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِه عِلْمٌ » پناه برد به پروردگار خود از چيزى كه زمينه كلامش او را به آن واميداشت ، يعنى تقاضاى نجات فرزندش در عين اينكه از حقيقت حال بى خبر است . يكى از شواهدى كه دلالت مىكند بر اينكه نوح ( ع ) هنوز حاجت درونى خود را اظهار نكرده ، جمله « أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ . . . » است زيرا اگر اين درخواست بى جا را كرده بود ، جا داشت در مقام توبه عرض كند : « اعوذ بك من سؤالى ما ليس لى به علم - پناه مىبرم به تو از كيفر سؤالى كه كردم در حالى كه به آن علم نداشتم » تا از اضافه مصدر به فاعلش ( سؤالى ) وقوع فعل استفاده شود . شاهد ديگر جمله « فَلا تَسْئَلْنِ » است ، چون اگر نوح سؤال مزبور را كرده بود جا داشت خداوند در مقام رد تقاضايش صريحا بفرمايد : نه ، فرزند تو را نجات نمىدهم . و يا بفرمايد : « بار ديگر اين تقاضا را مكن » . چنان كه نظير اين دو تعبير در مواردى از قرآن ديده مىشود ، مانند : « قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي » « 1 » و نظير : « إِذْ تَلَقَّوْنَه بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِه عِلْمٌ » تا آنجا كه مىفرمايد : « يَعِظُكُمُ اللَّه أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِه أَبَداً » « 2 » ، يكى ديگر از دعاهاى نوح ( ع ) دعائى است كه قرآن از آن جناب چنين حكايت مىكند : « رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً » « 3 » اين دعا را خداى متعال در آخر سوره نوح بعد از آيات زيادى كه در
--> ( 1 ) موسى گفت پروردگارا خودت را نشانم ده تا تماشايت كنم ، گفت نه هيچ گاه مرا نخواهى ديد . سوره اعراف آيه 143 . ( 2 ) وقتى كه تهمت را دهان به دهان از يكديگر مىگيريد ، و چيزهايى كه علم و اطلاعى از آن نداريد به يكديگر نسبت مىدهيد - تا آنجا كه مىفرمايد - خداوند اندرزتان مىدهد كه براى هميشه بار ديگر نظير آن را تكرار نكنيد . سوره نور آيه 17 . ( 3 ) پروردگارا مرا و پدر و مادر مرا و هر كسى را كه با داشتن ايمان به خدا به خانهام درآيد و جميع مؤمنين و مؤمنات را بيامرز و ستمكاران را جز بر هلاكتشان نيفزا . سوره نوح آيه 28 .