السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

380

تفسير الميزان ( فارسي )

آنان كه ظلم كردند خصوص كسانىاند كه به دعوت نوح كفر ورزيدند يا مراد مطلق اقسام ظلم است يا مبهم و مجمل است معلوم نيست ، و محتاج به تفسيرى از ناحيه خود صاحب كلام ، تبارك و تعالى مىباشد . و گويا همين احتمالات ، خود نوح ( ع ) را هم در باره فرزندش به شك و ترديد انداخته ، و گرنه چطور تصور مىشود كه با اينكه مىدانسته او كافر است و با اينكه نوح يكى از پنج پيغمبر اولى العزم است ، از مقام پروردگار خود غفلت بورزد و وحى او را يعنى « وَلا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ » را فراموش كند ؟ ! حاشا بر او كه به نجات فرزند خود با اينكه كافر محض است رضايت دهد ، با اينكه همو بود كه در نفرينى كه به قوم خود كرد گفت : « رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً » « 1 » و فرضا اگر نسبت به فرزند خود چنين چيزى را راضى مىبود ، نسبت به همسرش نيز راضى مىشد ، از جهت همين شك و ترديد بود كه جرأت نكرد به طور قطع در باره نجات فرزند درخواست نمايد ، بلكه سؤال خود را نظير كسى كه چيزى را به كسى نشان دهد يا آن را اظهار كند و بخواهد مزه دهان طرف را در باره آن بفهمد طرح كرد ، چون به عواملى كه در واقع در باره سرنوشت فرزندش دست به هم داده وقوف و آگهى ندارد ، بناچار نخست كلام خود را به نداى « رب » افتتاح نمود ، چون مفتاح دعاى مربوب محتاج سائل همان اسم « رب » است ، آن گاه عرض كرد : « إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ » گويا خواسته است عرض كند : از طرفى او فرزند من است و اين خود اقتضا دارد كه او هم اهل نجات باشد ، « وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ » و از طرفى تو احكم الحاكمينى و در كارهايت خطا نمىكنى و در حكم تو جاى هيچ گونه خرده گيرى و اعتراض نيست ، لذا نمىفهمم سرانجام فرزندم چيست ؟ و اين نيز ادبى است الهى كه بنده از آنچه مىداند تجاوز نكند و چيزهايى كه مصلحت و مفسده اش معلوم نيست از مولاى خود نخواهد . و لذا نوح ( ع ) تنها آنچه مىدانست و به آن ايمان داشت گفت ، چنان كه جمله « وَنادى نُوحٌ رَبَّه » هم اشاره اى به اين معنا دارد ، آرى ، تنها وعده الهى را ذكر كرد و چيزى بر آن نيفزود و چيزى درخواست نكرد ، در نتيجه اين ادب خداوند نيز عصمت و حفظش را شامل حالش نمود . يعنى قبل از اينكه كلام نوح تمام شود و اسائه ادبى از او سر بزند خداوند كلام خود « و اهلك » را برايش تفسير كرد كه مراد از اهل ، اهل صالح است نه هر خويشاوندى ، و فرزند تو صالح نيست .

--> ( 1 ) پروردگارا بر روى زمين ديارى از كفار زنده مگذار . سوره نوح آيه 26 .