السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
346
تفسير الميزان ( فارسي )
من به مردم چيزى جز آنچه كه تو دستورم دادى نگفتم و تو دستورم دادى كه بگويم خداى را كه پروردگار من و پروردگار شما است بپرستيد و تا در ميان ايشان بودم شاهد اعمالشان بودم پس از اينكه مرا بسوى خود خواندى تو خودت مراقب و شاهد بر آنان بودى و تو بر هر چيز شاهدى ( 117 ) . اگر عذابشان كنى اختيار دارى چون آنان بندگان تواند و اگر از جرمشان درگذرى باز هم امر به دست تو است ، زيرا تو عزيز و حكيمى ( 118 ) . خداى تعالى فرمود امروز روزى است كه راستگويى راستگويان سودشان مىدهد ، براى ايشان است باغهاى بهشتى كه از زير آنها نهرها روان است و آنان در آن باغها براى هميشه بسر مىبرند ، خداوند از آنان خوشنود شده و آنان هم از خداوند خوشنود شدهاند و اين است رستگارى بزرگ ( 119 ) . براى خداوند است ملك آسمانها و زمين و آنچه در بين آنها است و او بر هر چيز توانا است ( 120 ) . بيان آيات اين آيات گفتگوى خداى تعالى را با عيسى بن مريم ( ع ) در باره آنچه كه نصارا در حق وى گفتهاند حكايت مىكند ، و گويا غرض از نظم و نسق اين آيات بيان اعترافاتى است كه عيسى ( ع ) به زبان خود نموده و وضع زندگى دنيوى خود را حكايت كرده باشد كه حق او نبوده در باره خود ادعايى كند كه حقيقت ندارد ، چه او در برابر چشم خدا بوده ، چشمى كه نه خواب دارد و نه كم ديد مىشود ، و اينكه او ذرهاى از آنچه خداوند برايش تحديد و معين نموده تجاوز نكرده است ، چيزى جز آنچه مامور به گفتنش بوده نگفته و كارى جز آنچه خداوند مامور به انجامش نموده نكرده است و آن كار همان شهادت است ، خداوند هم او را در اين اعترافات و در آنچه كه در باره حق ربوبيت خدا و عبوديت بندگان ذكر نموده تصديق فرموده است ، به اين بيان آيات مورد بحث منطبق مىشود بر غرضى كه به خاطر آن اين سوره نازل شده است و آن غرض عبارتست از بيان حقى كه خداوند براى خود به گردن بندگان قرار داده و آن وفاى به عهدى است كه با خداى خود بستهاند و اينكه نبايد آن عهد را بشكنند ، يعنى نبايد از روى لاقيدى و بىبندوبارى شانه از زير بار تكاليف تهى سازند و هر چه بخواهند بكنند و هر جا بخواهند آزادانه بچرند ، چنين حقى از طرف خداى تعالى به آنان داده نشده و خودشان هم قادر به رسيدن به اين آرزو نيستند ، اين است آن غرضى كه اين سوره از اول تا به آخر آن را بيان مىكند و در آخر مىفرمايد : « * ( لِلَّه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما فِيهِنَّ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * - و براى خدا است ملك آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها است ، و او بر هر چيز قادر است » .