السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

321

تفسير الميزان ( فارسي )

به كتاب و موعظه و حكمتى مبعوث شد كه گفتار آنان را باطل نموده و حجتش را بر آنان اثبات كرد . ابن سكيت عرض كرد : من كه تا كنون كسى را مانند تو نديدم ، بفرمائيد ببينم امروز حجت خدا چيست ؟ فرمود عقل است كه با آن راستگويان و دروغپردازان به خدا تشخيص داده مىشوند ، آن يكى تصديق و اين ديگرى تكذيب مىگردد ، ابن سكيت گفت به خدا قسم جواب من همين بود كه تو دادى « 1 » . و در كافى است كه محمد بن يحيى از احمد بن محمد از حسن بن محبوب از ابى جميله از ابان بن تغلب و غير او از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل مىكند كه شخصى از آن جناب پرسيد : آيا عيسى بن مريم كسى را بعد از مردنش زنده كرده ، به طورى كه عمرى را براى مدتى از سر گرفته باشد و مانند سايرين غذا خورده و بچه دار شده باشد ؟ حضرت فرمود : آرى عيسى ( ع ) رفيقى داشت كه در راه خدا با او برادرى مىكرد و همواره عيسى به سراغش مىرفت و در سرايش رحل اقامت مىانداخت . وقتى عيسى مدتى از او غايب شد ، پس از مراجعت از سمت اقامتگاه رفيقش عبور كرد تا سلامى به او بدهد دق الباب كرد مادرش بيرون آمد ، عيسى از او حال برادر پرسيد ، پير زن عرض كرد : يا رسول اللَّه ! برادرت به رحمت ايزدى پيوست ، فرمود ميل دارى بار ديگر او را ببينى عرض كرد آرى ، فرمود فردا مىآيم و به اذن خدا او را برايت زنده مىكنم ، چون صبح شد عيسى نزد آن زن آمد و گفت با من بيا تا بر سر مزار رفيقم برويم ، عيسى ( ع ) وقتى بر سر مزار او رسيد ايستاد و دست به دعا بلند نمود ، چيزى نگذشت كه قبر شكافته شد و فرزند آن زن در حالى كه زنده شده بود بيرون آمد ، وقتى چشم مادر به او و چشم او به مادر افتاد هر دو به گريه در آمدند ، عيسى ( ع ) به حال آن دو رقت نمود و گفت : ميل دارى با مادرت در دنيا بمانى ؟ عرض كرد : آيا با رزق و خوراك و عمر يا بدون خوراك و رزق و مدت ؟ فرمود بلكه با رزق و مدت بيست سال كه در آن مدت ازدواج بكنى و فرزند دار شوى . عرض كرد : اگر چنين است آرى مايلم ، حضرت او را به مادرش سپرد و رفت و آن جوان همانطورى كه مسيح وعده داده بود بيست سال ديگر زندگى نمود و فرزند دار شد . « 2 » در تفسير عياشى از محمد بن يوسف صنعانى از پدرش روايت كرده كه گفت : از

--> ( 1 ) معانى الاخبار و علل الشرائع ج 1 ص 121 ح 6 . ( 2 ) فروع كافى ط دار التعارف ج 8 ص 337 ح 532 .