السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
261
تفسير الميزان ( فارسي )
آن را صحيح دانسته - و بيهقى در كتاب شعب همگى از ابى اميه شعبانى نقل كردهاند كه گفت : من آمدم نزد ابا ثعلبه خشنى و به او گفتم اين آيه را چه مىكنى ؟ گفت كدام آيه ؟ گفتم آيه : « * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ) * » گفت : به خدا سوگند من اين آيه را از شخص خبيرى پرسيدم ، او گفت من از رسول اللَّه ( ص ) معناى آن را پرسيدم فرمود : معناى آيه ترك امر به معروف و نهى از منكر نيست ، بلكه امر به معروف و نهى از منكر را بايد تحمل كنيد تا آنكه كار مردم به اطاعت از بخل و تبعيت از هوا و ترجيح دنيا بر آخرت و اعجاب هر صاحب رأى به رأى خود منجر شود كه در اين صورت بايد به حفظ خود كوشيده و از كار عوام كناره گيرى كنند ، چون شما در پشت سر خود ايامى داريد كه بايد در آن ايام صبر را پيشه خود كنيد ، صابرين در آن ايام كارشان به دشوارى كار كسى است كه آتش سرخ در دست گرفته باشد ، و اجر كسانى كه در آن ايام عامل به وظيفهاند مانند اجر پنجاه نفر از كسانى است كه عملشان مثل عمل شما باشد « 1 » . مؤلف : و در اين معنا است روايتى كه ابن مردويه از معاذ بن جبل از رسول اللَّه ( ص ) نقل كرده ، و اين روايت دلالت مىكند بر اينكه امر به معروف و نهى از منكر با اين آيه رفع نشده . و در الدر المنثور است كه احمد و ابن ابى حاتم و طبرانى و ابن مردويه همگى از ابى عامر اشعرى نقل كردهاند كه در دل او و امثال او شبهه اى وارد شده بود كه بخاطر آن از آمدن خدمت رسول اللَّه ( ص ) و قيام به وظيفه و اشاعه و ترويج دين خوددارى كردند ، پس از چندى شرفياب شد ، حضرت فرمود : كجا بودى ؟ و چرا و به چه عذرى در اين مدت حاضر نمىشدى ؟ عرض كرد : يا رسول اللَّه اين آيه را خواندم : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ » ) * مىگويد رسول اللَّه ( ص ) فرمود : كجا مىرويد ؟ يعنى معناى آيه اين نيست كه شما فهميدهايد بلكه آيه شريفه در اين مقام است كه بفرمايد اگر شما خود اهل هدايت باشيد ضلالت كفار شما را آسيب نمىرساند « 2 » . مؤلف : اين روايت هم همانطورى كه مىبينيد جواز ترك دعوت به حق را منحصرا مختص به كفار و مخالفين اصول عقايد دانسته ، و اذهان را از اينكه خيال كنند آيه در مقام ترخيص ترك امر به معروف و نهى از منكر در فروع هم هست منصرف ساخته است ، علاوه بر اينكه آيات وجوب دعوت و همچنين توابع آن يعنى آيات جهاد و امثال آن هم در اباى از
--> ( 1 ، 2 ) در المنثور ، ج 2 ص 339 - 340 .