السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

262

تفسير الميزان ( فارسي )

ترخيص ، دست كمى از آيات امر به معروف و نهى از منكر ندارد . و نيز در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابى سعيد خدرى نقل مىكند كه گفت : من اين آيه را نزد رسول اللَّه ( ص ) خواندم : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ » ) * آن حضرت ( ص ) فرمود تاويل اين آيه نيامده و نخواهد آمد مگر بعد از اينكه عيسى بن مريم ( ع ) به زمين فرود آيد « 1 » . مؤلف : گفتار در اين روايات نظير همان گفتاريست كه در روايت گذشته گذشت . و نيز در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم از حذيفه نقل كرده‌اند كه در ذيل آيه شريفه * ( « عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ » ) * گفته است : اين وقتى است كه شما به وظيفه امر به معروف و نهى از منكر خود عمل كنيد . « 2 » مؤلف : اين معنا معناى معتدلى است كه برگشت آن به همان مطلبى است كه ما گفتيم ، و نظير آن هم از سعيد بن مسيب نقل شده است . بحث علمى ملفق از چند اشاره تاريخى ، و چند بحث علمى مربوط به نفس كه در چند فصل ايراد مىگردد : 1 - تا آنجا كه مىدانيم و تاريخ بشرى نشان مىدهد همواره بر زبان انسان حتى بر زبان انسان اولى در خلال گفتگوهايش كلمه : « من » ، « خودم » جارى مىشده و مسلما با اين كلمه حكايت از حقيقتى از حقايق خارجى اين عالم مىكرده‌اند ، و يقينا مىفهميده‌اند كه چه مىگويند ، و از اين كلمه چه حقيقتى را مىخواهند ، چيزى كه هست چون مردمى مادى و نظرهايشان كوتاه و بيشتر سر و كارشان با حوائج جسمى و بدنى خود بوده از اين رو همين پرداختن مداوم به رفع حوائج مادى خود باعث شد كه از معناى واقعى اين كلمه و امثال آن غفلت ورزيده و مانعشان شد از اينكه لحظه اى به خود آمده و در باره معنايى كه كلمات « من » ، « خودم » و امثال آن آن را حكايت مىكنند تعمق و دقتى به عمل آرند و چه بسا وادارشان مىكرده كه خيال كنند معناى اين كلمات همان بدن مادى آنان است و بس . و نيز چه بسا گمان مىكرده‌اند كه

--> ( 1 ) در المنثور ، ج 2 ص 339 - 340 . ( 2 ) در المنثور .