السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

231

تفسير الميزان ( فارسي )

شترانى بوده كه خود بدست خود به سبب نذر آن را - مانند بحيره - از كار معاف مىكرده‌اند ، مثلا نذر مىكردند : اگر مسافرم بسلامت برگردد و يا مريضم بهبودى حاصل كند فلان ماده شترم سائبه باشد ، يعنى مانند بحيره از آن انتفاع نبرم ، و او را از هيچ آب و علفى باز ندارم . و از ابن عباس و ابن مسعود نقل مىكند كه گفته‌اند : سائبه شترانى بوده‌اند كه در راه خشنودى و جلب رضايت بتها و به منظور تقرب به آنها آزاد مىشده‌اند ، و سائبه و هر چيز ديگرى كه براى بت نذر مىشده آن را به خدام بتكده مىداده‌اند ، آنها نيز شير آن شتران و ساير منافع نذورات را به مصرف ابن السبيلها و ساير فقرا مىرسانيدند . و از محمد بن اسحاق نقل مىكند كه گفته است : سائبه ماده شترى را مىگفته‌اند كه ده شكم پى در پى ماده شتر بياورد ، چنين شترى محترم مىشده ديگر بر پشتش سوار نمىشدند و اگر كشته مىشد كرك و پشمش را از پوستش نمىكندند و اگر زنده مىماند از شيرش جز مهمانان كسى نمىنوشيد و هر چه هم بعد از آن مىزائيد اگر ماده بود گوشش را پاره كرده و همراه مادرش آزادش مىكردند ، مادر را سائبه و اين بچه را بحيره مىگفته‌اند « 1 » . و اما « وصيله » : در مجمع البيان از زجاج نقل مىكند كه گفته است : وصيله از جنس گوسفند است نه شتر ، رسم مردم جاهليت چنان بود كه هر گاه گوسفندى بره ماده مىزاييد آن را نگه مىداشتند و اگر نر مىزاييد آن را وقف براى بتهاى خود مىكردند . و هر گاه دوقلو ميزاييد و يكى از آن دو نر و ديگرى ماده بود ديگر بره نر را براى بتها قربانى نمىكردند و مىگفتند بره ماده به برادرش متصل است و هر دو را براى خود نگه مىداشتند . و از ابن مسعود و مقاتل نقل مىكند كه در معناى وصيله گفته‌اند : در عرب رسم چنان بود كه اگر بزى هفت شكم ميزاييد و هفتميش بز نر بود آن را در راه خدايان خود مىكشتند و گوشتش را تنها براى مردان حلال مىدانستند و اگر بز ماده بود آن را قاطى گوسفندان نموده و ذبح نمىكردند ، و اما اگر شكم هفتم دوقلو ، يكى نر و يكى ماده مىزاييد مىگفتند : خواهر با برادر خود در احترام وصلت كرد ، يعنى آن را نيز نبايد كشت ، و بايد حرمتش را نگه داشته و منافعش را از شير و غيره اختصاص به مردان داد ، و به اعتبار اين وصلت آن را وصيله مىناميدند . و از محمد بن اسحاق نقل مىكند كه در معناى وصيله گفته است : وصيله گوسفندى را مىگفته‌اند كه در پنج شكم ده بره ماده بزايد ، و در بين ، هيچ بره نرى فاصله نشود ، و آن را به همين اعتبار كه ده نتاج ماده پى در پى زاييده و نتاج نرى فاصله نشده وصيله مىناميدند ، يعنى

--> ( 1 ) مجمع البيان ج 4 ص 252 .