السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
188
تفسير الميزان ( فارسي )
و هم شامل كافر . بعضى ديگر گفتهاند : كافر ، راه معرفت حلال و حرام را بر خود بسته ، از اين رو در دو آيه مورد بحث خطاب متوجه خصوص مؤمنين شده « 1 » . اين نيز فاسد است زيرا هم اشكال وجه قبلى بر آن وارد است ، و هم اينكه اشكالى را كه ناشى بود از جمله * ( « إِذا مَا اتَّقَوْا . . . » ) * بر طرف نمىسازد . پس آنچه بىاشكال است اين است كه بگوييم : آيه مورد بحث از نظر اينكه متصل است به آيات قبلى خود و با آنها در يك سياق است معناى همانها را هم مىدهد ، بنا بر اين ، آيه مورد بحث مانند آيات قبلى خود متعرض حال مسلمين است كه مبتلاى به شرب خمر بوده يا گاهگاهى آن را مىنوشيدهاند ، و از راه قمار مال بدست آورده يا از گوشت قربانيان انصاب خوردهاند ، گويا زبان حال اين گونه اشخاص بعد از نزول آيات تحريم اين بوده كه تكليف ما و ساير مسلمين كه مثل ما هستند نسبت به گذشته و شرابهايى كه خوردهايم و گناهانى كه كردهايم چيست ؟ و گويا اين آيه جواب است از زبان حال آنها به اينكه حرجى بر آنها نيست ، در صورتى كه از مردان با ايمان و صالح و با تقوا و نيكوكار باشند ، با ايمان باشند ، يعنى به خدا و تمامى احكامى كه بر رسول خدا ( ص ) نازل شده ايمان داشته باشند ، صالح باشند ، يعنى جز عمل نيك انجام ندهند ، با تقوا باشند يعنى خود را در مسير تقوا قرار دهند ، نيكوكار باشند يعنى احسان كنند به عمل كردن بر طبق احكامى كه نازل شده . و با اين بيان روشن مىشود كه مراد از موصول « ما » در جمله * ( « فِيما طَعِمُوا » ) * يا خمر است از جهت خوردن آن و يا خمر و ميسر و انصاب و ازلام است از جهت خوردنى كه ممكن است به هر يك متعلق شود ، و معناى آيه اين مىشود : حرجى نيست بر كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح كردهاند در آنچه كه قبل از تحريم از شراب يا آن محرمات ديگر چشيدهاند . اما اينكه فرمود : * ( « إِذا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا » ) * ظاهر اينكه فرموده : « اذا ما » اينست كه خواسته است همان موضوعى را كه در * ( « لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * مذكور شده تكرار كند ، تا دلالت كند بر اينكه وصف ايمان و عمل صالح دخالت در حكم « نفى جناح » دارد ، نظير اينكه در خطاب به مؤمنين
--> ( 1 ) روح المعانى ج 7 ص 16 .