السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

149

تفسير الميزان ( فارسي )

1 - و لم يزل سيدى بالحمد معروفا و لم يزل سيدى بالجود موصوفا 2 - و كان اذ ليس نور يستضاء به و لا ظلام على الافاق معلوفا 3 - فربنا بخلاف الخلق كلهم و كل ما كان فى الاوهام موصوفا 1 - مولاى من هميشه به حمد معروف و به جود و بخشش موصوف بوده . 2 - و قبل از اينكه نورى بوجود آورد كه با آن روشن شوند و يا ظلمتى پديد آورد كه جهان را بپوشاند خود وجود داشت . 3 - پس پروردگار ما حسابش از حساب جميع آفريدگان و جميع آنچه در وهمها بگنجد جداست . « 1 » مؤلف : سياق كلام امام ( ع ) همانطور كه مىبينيد در مقام بيان معناى احديت ذات خدا است ، در جميع آنچه از صفات بر او صادق و به او راجع است ، و بيان اينكه خداى تعالى ذاتش غير متناهى و غير محدود است ، و سزاوار نيست كسى ذات مقدسش را با ذات ديگرى مقابل كرده و به آن قياس نمايد چه اين قياس صورت نمىگيرد مگر اينكه بر خدا مسلط شده و با همين اندازه گيريش بر او قاهر گردد ، و حال آنكه او بر هر ذاتى كه با آن مقايسه شود قاهر است ، آرى او محيط است به هر چيز و مهيمن است بر هر امر ، و صفت ديگرى كه جدا و ممتاز از ذاتش باشد به ذاتش افزوده و ملحق نمىشود ، چه لازمه ملحق شدنش ، بطلان ازليت و نامحدودى اوست ، و نيز در مقام بيان اين معنا است كه صفات كماليه خداى تعالى محدود به حدى كه كمالات ديگر را در خود راه ندهد و يا كمالات زايد از آن حد در آن نگنجد نيست ، و علم او و قدرتش مانند علم و قدرت ما نيست ، چون مفهوم علم در ما غير قدرت ، و مفهوم قدرت غير مفهوم علم است ، و همچنين مصداق علم غير مصداق قدرت است . در حالى كه در خداى تعالى چنين نيست ، تمامى صفات كماليه اش همه عين همند ، و همچنين يك اسم از اسماى حسنايش عين همه آن اسما است ، بلكه در آن ساحت مقدس مطلب از اين لطيفتر و باريكتر است ، چون در عقل ما اين مفاهيم يعنى مفهوم علم ، قدرت ، جود و ساير صفات كماليه به منزله معيار و ميزانهايى هستند كه عقل بوسيله آنها وجودهاى خارجى و واقعيات را مىسنجد ، پس در حقيقت اين مفاهيم ظرفيتهاى محدودى هستند كه اگر هزاران هزار آنها به هم ضميمه شوند باز زايد بر مقدار ظرفيت و حد خود نمىگنجانند ، با اين حال اگر ما امر غير محدودى را فرض كنيم و بخواهيم آن را با اين مقياسهاى محدود بسنجيم معلوم است

--> ( 1 ) توحيد صدوق ص 308 ح 2 .