السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
122
تفسير الميزان ( فارسي )
خود دچار ساخت . اين بود حال بنى اسرائيل ، و به خدايى كه جان من بدست اوست سوگند ، يا اين است كه امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد و يا اينكه در اثر ترك آن خداوند اشرار شما را بر شما مسلط مىكند ، آن وقت است كه حتى دعاى نيكان شما هم در حقتان مستجاب نمىشود . و به خدايى كه جانم بدست اوست ، يا اين است كه امر به معروف و نهى از منكر نموده و دست ظالم را گرفته و به قدرت هر چه تمامتر به طرف حق سوقش مىدهيد و يا اين است كه خداوند پاره اى از شما را با دلهاى پاره ديگرتان مىزند « 1 » . و نيز در كتاب الدر المنثور است كه ابن راهويه و بخارى در وحدانيات و ابن السكن و ابن منده و باوردى در معرفة الصحابه و طبرانى و ابو نعيم و ابن مردويه از ابن ابزى از پدرش نقل مىكند كه گفت : رسول اللَّه ( ص ) خطبه اى خواند و در آن حمد و ثناى خداوندى بجاى آورد ، سپس عده اى از مسلمين را نام برده و بر آنها درود خير فرستاد ، آن گاه فرمود : چه مىشود اقوامى را كه همسايگان خود را علم و ادب و احكام دين ياد نمىدهند ، و آنان را به احكام دين آشنا نمىسازند ، امر به معروف و نهى از منكرشان نمىكنند ؟ و چه مىشود مردمى را كه از همسايگان خود علم و ادب و احكام دين نمىآموزند ، و به اين وسيله خود را آشناى به احكام دين و متفطن به آن نمىسازند ؟ سوگند به آن خدايى كه جانم بدست اوست يا اين است كه همسايگان را ياد مىدهند و از آنان ياد مىگيرند ، يا خود متفطن مىشوند يا اين است كه من خود قبل از آنكه خداوند در قيامت عقوبتشان كند در دنيا عقوبت خواهم كرد ، آن گاه از منبر فرود آمده و به منزل تشريف برد . اصحاب آن حضرت با هم به گفتگو پرداخته و از يكديگر مىپرسيدند غرضش از اين كلام چه كسى بود ؟ ! و غالبا جوابى كه در ميان ايشان به گوش مىخورد اين بود جز « اشعريين » كسى به نظر ما نمىرسد ، آنهايند كه خودشان عالم و فقيهاند و همسايگانشان مردم جفاپيشه و نادانند . اين گفتگو و سؤال و جوابها به گوش اشعريها رسيد جمعى از ايشان براى تحقيق قضيه و اينكه آيا روى سخن رسول اللَّه ( ص ) با ايشان بوده يا نه ، شرفياب حضور رسول اللَّه ( ص ) شده و عرض كردند : در خطبه اى كه ايراد فرموديد عده اى از مسلمين را به خير و خوبى ياد فرموديد و دنبال آن ما را به زشتى ، مگر چه گناه و تخلفى از ما سر زده است ؟ پيامبر فرمود : مطلب همان است
--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ص 300 .