السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

116

تفسير الميزان ( فارسي )

به دين اسلام گرويده‌اند بسيار كم و انگشتشمارند . و همين ادامه داشتن برخوردهاى مختلف آنان در قرون متمادى و طولانى خود شاهد و گواه محكمى است بر صدق دعوى قرآن كه بطور كلى فرمود : * ( « لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ » ) * براى اينكه گر چه خطاب در اين آيه متوجه شخص رسول اللَّه ( ص ) است ، ليكن اين نكته نيز بر كسى پوشيده نيست كه آيه شريفه در مقام بيان قانون و ضابطى است كلى . و اين نكته كه عبارت است از بيان قانون كلى در صورت خطاب خصوصى بسيار به كار مىرود : مانند آيه * ( « تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * و آيه « تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الإِثْمِ » كه در ضمن آيات مورد بحث بود ، و تفسير و ترجمه اش گذشت . * ( « ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْباناً وَأَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ » ) * « قسيس » معرب كشيش است و « رهبان » جمع راهب و گاهى بجاى راهب يعنى در مفرد استعمال مىشود ، راغب گفته است « الرهبة » و « الرهب » به معناى ترسى است كه توأم با احتراز باشد . تا آنجا كه مىگويد : « ترهب » به معناى تعبد ، و « رهبانية » به معناى مبالغه و غلو و افراط در تحمل عبادت است ، و اين كلمه در كلام مجيد هم به كار رفته ، آنجا كه مىفرمايد : « و رهبانية ابتدعوها - و رهبانيتى كه آن را بدعت كردند » ، و رهبان هم به معناى مفرد استعمال مىشود و هم به معناى جمع ، كسانى كه « رهبان » را واحد دانسته‌اند در جمع آن « رهابين » گفته‌اند « 1 » . در اين آيه خداى تعالى جهت نزديكتر بودن نصارا را به اسلام بيان فرموده و در جهت اينكه آنان نسبت به ساير ملل انس و محبتشان به مسلمين بيشتر است ، سه چيز را معرفى مىفرمايد كه آن سه چيز در ساير ملل نيست ، يكى اينكه در بين ملت نصارا علما زيادند . دوم اينكه در بينشان زهاد و پارسايان فراوانند ، سوم اينكه ملت نصارا مردمى متكبر نيستند ، و همين سه چيز است كه كليد سعادت آنان و مايه آمادگى شان براى سعادت و نيكبختى است . توضيح اينكه سعادت آدمى در زندگى از نظر دين به اين است كه بتواند نخست عمل صالح را تشخيص داده و سپس بر طبق آن عمل كند ، و به عبارت ديگر ، سعادت زندگى به داشتن ايمان و اذعان به حق و سپس عمل بر طبق آن است ، بنا بر اين كسى كه بخواهد داراى چنين سعادتى شود اول احتياج به علمى دارد كه بوسيله آن بتواند حقيقت دين را كه همان دين

--> ( 1 ) مفردات راغب ص 204 .