السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
101
تفسير الميزان ( فارسي )
بهشت بر كفار حرام است ، و در اينكه بطور حكايت از حضرت مسيح فرمود : * ( « فَقَدْ حَرَّمَ اللَّه عَلَيْه الْجَنَّةَ وَمَأْواه النَّارُ وَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ » ) * عنايتى است به اينكه در ضمن بيان مطلب اشاره اى هم به بطلان نسبت ناروايشان به مسيح كرده باشد ، و آن نسبت داستان تفديه است ، مسيحىها نسبت مىدهند به حضرت مسيح كه وى با پاى خود به طرف چوبه دار رفته ، بلكه خودش مىخواسته كه خود را بدار آويزد ، چون مىخواست جانش را فداى پيروان خود كند ، بلكه خداوند از گناهان آنان در گذرد ، و تكاليف الهى خود را از آنها بردارد ، و در روز قيامت بدون اينكه بدنهايشان با آتش دوزخ تماسى پيدا كند يكسره به بهشتشان ببرد ، تفصيل اين داستان در تفسير سوره آل عمران در قصه عيسى ( ع ) گذشت ، مسيحىها داستان بدار آويختن و نيز داستان تفديه را براى خاطر همين درست كردهاند كه تنها از ديندارى به اسمش قناعت كرده ، و جميع محرمات الهى را به خيال اينكه خدا از آنان نهى ننموده مرتكب شوند ، و در عين حال روز قيامت هم به پاداش اينكه براى خدا پسر درست كردند و . . . يكسره به بهشت درمىآيند ! ! ! اين مطالبى را كه آيه شريفه به آن اشاره مىكند ، يعنى 1 - امر به توحيد 2 - بطلان عبادت مشركين 3 - خلود ستمكاران در آتش . همه در ابواب متفرقه از انجيلها موجود است . * ( « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّه ثالِثُ ثَلاثَةٍ » ) * يعنى يكى از سه چيزى كه به ترتيب عبارتند از : 1 - پدر 2 - پسر 3 - روح ، يعنى كلمه اللَّه بر هر يك از اين سه چيز منطبق است ، چون در ابواب مختلف انجيلها زياد به چشم مىخورد اينكه : اب ، إله است ، ابن ، إله است و روح ، إله است . و در همين انجيلها است كه : إله در عين اينكه يكى است سه چيز است ، و مثال مىزنند به اينكه كسى بگويد : زيد فرزند عمرو ، انسان است ، كه در اينجا نيز يك چيز سه چيز است ، زيرا در مثال بيش از يك حقيقت چيزى نيست ، و در عين حال هم زيد است و هم پسر عمرو و هم انسان ، و غفلت كردهاند از اينكه اين كثرت و تعددى كه در وصف است اگر حقيقى و واقعى باشد لا بد موصوف هم متعدد خواهد بود ، كما اينكه اگر موصوف حقيقتا واحد باشد قهرا كثرت و تعدد اوصاف اعتبارى خواهد بود ، و محال است كه يك چيز در عين اينكه يكى است سه چيز باشد ، عقل سليم اين معنا را نمىپذيرد . عجيب اينجا است كه بسيارى از مبلغين مسيحى به اين حقيقت اعتراف كرده و در باره اين عقيده كه جزو اوليات دين مسيح است مىگويند : اين مطلب از مسائل لا ينحلى است كه از مذاهب پيشينيان به يادگار مانده ، و گرنه بحسب موازين علمى درست در نمىآيد .