السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

91

تفسير الميزان ( فارسي )

و در همان كتاب به سند خود از اسماعيل جعفى روايت كرده كه گفت : من از امام ابى جعفر ( ع ) پرسيدم آن دينى كه بشر و بندگان خدا نمىتوانند در باره آن جاهل باشند چيست ؟ حضرت فرمود : دين دامنه وسيعى دارد و آن طور كه مردم پنداشته‌اند دشوار نيست . و ليكن خوارج - يعنى پيروان خوارج نهروان - خودشان از نادانى بر خود تنگ گرفتند . عرضه داشتم ، فدايت شوم ، اجازه مىدهى من آن دينى كه به آن معتقدم را بر شما عرضه كنم ؟ فرمود : بله . عرض كردم : شهادت مىدهم به اينكه معبودى جز اللَّه تعالى نيست و اينكه محمد بنده او و فرستاده او است . و بدانچه آن جناب از نزد خداى تعالى آورده اقرار دارم و شما اهل بيت را دوست مىدارم و به ولايت شما معتقدم ، و از دشمنان شما و هر كس كه بر شما مسلط شد و بر شما تفوق و امارت كرد و هر كس كه به شما در حقتان ظلم روا داشت بيزارم . امام ( ع ) فرمود : به خدا سوگند تو هيچ چيز از امر دين را جاهل نيستى و اين دينى كه تو بر من عرضه كردى به خدا سوگند همان دينى است كه ما به آن معتقديم ، پرسيدم آيا كسى كه به اين امر و اين معتقدات معرفت ندارد ، از مؤاخذه و عقاب خدا جان سالم بدر مىبرد ؟ فرمود : احدى از آنها سالم نمىماند مگر مستضعفين . پرسيدم : مستضعفين چه كسانيند ؟ فرمود : زنان و اولاد شما . آن گاه - بعنوان شاهد - فرمود : مثلا نظر شما در باره ام ايمن چيست ؟ من شهادت مىدهم به اينكه او از اهل بهشت است . با اينكه آن معرفت و آن اعتقاداتى كه شما داريد او نداشت . « 1 » و در تفسير عياشى از سليمان بن خالد ، از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه گفت : من از آن حضرت از مستضعفين پرسيدم ، فرمود : زنان بلهاء - چشم و گوش بسته - كه در پس پرده حجاب خود قرار دارند ، و خادمه - بىسواد و جاهل - كه اگر بگويى نماز بخوان ميخواند ، و اگر نگويى نمىخواند - و خلاصه اينكه چشمش به دهان تو است خودش استقلال فكرى ندارد - و برده اى كه جلب كرده اى ، كه او نيز استقلال فكرى ندارد و جز آنچه تو به او بگويى چيزى نمىفهمد ، و همچنين پير فرتوتى كه هوش و حواس خود را از دست داده و دختر و پسر خرد سالى كه به حد بلوغ نرسيده‌اند ، اينها همه مستضعفند . و اما مرد گردنكلفت - يعنى سالم و نيرومند - كه مىتواند در مسائل زندگى با خصم خود بگو مگو كند و شخصا بخرد و بفروشد . آيا تو مىتوانى بعنوان يارى و طرفدارى بگويى اين بنده خدا مستضعف است ؟ هرگز ،

--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ص 405 ح 6 .