السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

88

تفسير الميزان ( فارسي )

و نيز در در المنثور است كه ابن جرير در تفسير اين آيه از ابن زيد روايت كرده كه گفت : وقتى رسول خدا ( ص ) مبعوث شد ، با اين بعثت ، ايمانها و نفاقهاى پنهانى نيز ظاهر گرديد ، مردانى نزد رسول خدا آمدند و گفتند : يا رسول اللَّه ، اگر ترس از اين مشركين نبود كه ما را شكنجه كنند ، و چه و چه كنند ، ما اسلام را مىپذيرفتيم ، و ليكن بطورى كه آنها نفهمند شهادت مىدهيم به اينكه معبودى بجز خداى تعالى نيست و اينكه تو فرستاده خدايى . و اين مطلب را همواره به عرض آن جناب مىرساندند ، تا آنكه جنگ بدر پيش آمد و مشركين قيام كردند ، و جار زدند كه هيچ مردى از آمدن با ما تخلف نمىكند ، مگر آنكه ما خانه اش را ويران و مالش را غارت مىكنيم . آن عده از مسلمانان كه در نهان اسلام آورده بودند و به رسول خدا ( ص ) آن سخنها را گفته بودند با مشركين به جنگ بدر آمدند ، طايفه اى از آنان كشته و طايفه اى ديگر اسير شدند . ابن زيد ، راوى حديث مىگويد : اما آنهايى كه كشته شدند همانها بودند كه خداى تعالى در باره آنان فرمود : * ( « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ . . . » ) * . و فرشتگان موكل بر قبض ارواح در پاسخشان گفتند : * ( « ألَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّه واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً » ) * . خداى تعالى سپس معذورين از اين مستضعفين را از مردان و زنان و كودكان كه نه چاره اى و نه راهى به سوى هجرت داشتند تصديق نموده و اين عذرشان را موجه دانسته كه اگر از مكه بيرون مىآمدند هلاك مىشدند و در باره آنان فرموده : * ( « فَأُولئِكَ عَسَى اللَّه أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ » ) * يعنى : اميد است خداى تعالى از اين عمل مستضعفين كه در بين مشركين اقامت گزيدند و از آنجا بيرون نيامدند عفو نمايد . آن دسته هم كه در جنگ بدر اسير شدند ، به رسول خدا ( ص ) عرضه داشتند كه : يا رسول اللَّه تو خود مىدانى كه ما حاضر بوديم نزدت بيائيم ، و به كلمه « لا إله الا اللَّه » و اينكه تو فرستاده خدايى ، شهادت دهيم . چيزى كه هست ، اين مشركين ما را وادار كردند به جنگ شما بيائيم . و ما از مخالفت با آنان مىترسيديم . خداى تعالى در اين باره فرمود : « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّه فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ . . . وَإِنْ يُرِيدُوا خِيانَتَكَ فَقَدْ خانُوا اللَّه مِنْ قَبْلُ . . . » « 1 » و « 2 » .

--> ( 1 ، 2 ) اى پيامبر به اسيرانى كه در دست دارى بگو ، اگر خداى تعالى خيرى در دلهاى شما سراغ داشته باشد ، پاداشى بهتر از آنچه از دست داده‌ايد به شما مىدهد و شما را مىآمرزد - يعنى اين جرم شما را كه با مشركين به جنگ مسلمانان آمده رو در روى رسول خدا ( ص ) مىايستاديد ، مىآمرزد . . . و اگر در باطن قصد خيانت به شما را داشته باشند معلوم مىشود از قماش همان مشركينى هستند كه به جنگ شما آمدند و خداى تعالى شما را بر آنان غلبه و تسلط داد . « سوره انفال ، آيه 70 » . در المنثور ، ج 2 ص 206 .