السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

89

تفسير الميزان ( فارسي )

و نيز در در المنثور است كه عبد بن حميد ، و ابن ابى حاتم و ابن جرير از عكرمه روايت كرده كه در تفسير آيه : * ( « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ) * . . . * ( وَساءَتْ مَصِيراً » ) * گفته : اين آيه در باره قيس بن فاكة بن مغيره و حارث بن زمعة بن اسود و قيس بن وليد بن مغيره و ابى العاص بن منية بن حجاج و على بن امية بن خلف نازل شد . و در شرح ماجرا گفته است : بعد از آنكه مشركين قريش و پيروان آنان از مكه بيرون شدند تا نگذارند لشگر اسلام به كاروان ابو سفيان و ساير قريشيان حمله كنند و علاوه بر اين اگر توانستند دستبردى بزنند ، و آنچه مسلمانان در روز نخله از آنان گرفته بودند بازستانند ، جمعى از جوانانى كه ( در باطن مسلمان بودند ) را به اجبار همراه خود كردند و در سر چاه بدر به اينكه انتظار آن نداشتند با لشكر اسلام برخورد نموده و آن چند نفر كه نامشان برده شد ، از اسلام برگشتند و در بدر كشته شدند . « 1 » مؤلف : روايات قريب به اين معانى از طرق عامه بسيار است ، و اين روايات هر چند كه از ظاهرش بر مىآيد كه جنبه تطبيق دارد ، و ليكن تطبيق خوبى است . و از مهمترين نكته هايى كه از اين روايات و همچنين بعد از تدبر و دقت از آيات اين داستان استفاده مىشود ، اين است كه قبل از هجرت و بعد از آن در مكه نيز منافقين بوده‌اند و اين نكته بسيار مهم است و در آينده نزديك كه ان شاء اللَّه العزيز در باره حال منافقين بحث خواهيم كرد ، به درد ما مىخورد . و باز در همان كتاب است كه ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم ، از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گفت : در مكه مردى از قبيله بنى بكر بود بنام ضمره ، و اين مرد بيمار بود . به اهل بيتش گفته بود : مرا از مكه بيرون ببريد ، زيرا گرماى هوا مرا آزار مىدهد . پرسيدند تو را به كدام طرف ببريم ؟ با دست خود اشاره كرد ، به طرف راه مدينه . اهل بيتش او را از مكه بيرون آوردند . سر چند كيلومترى مكه از دنيا رفت . و آيه شريفه : * ( « وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِه مُهاجِراً إِلَى اللَّه وَرَسُولِه ثُمَّ يُدْرِكْه الْمَوْتُ . . . » ) * در شان او نازل شد . « 2 »

--> ( 1 ) در المنثور ، ج 2 ص 205 ، ط بيروت . ( 2 ) در المنثور ، ج 2 ، ص 207 .