السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

636

تفسير الميزان ( فارسي )

« وَلَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَالنَّبِيِّ وَما أُنْزِلَ إِلَيْه مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ ، وَلكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ » « 1 » . مؤلف : اين قصه به غير از اين طريق ، يعنى طريق ابن مردويه از ابن عباس نيز روايت شده و ما در سابق گفتيم ( و مكرر هم گفته‌ايم ) كه اين روايات وارده در شان نزول تطبيقهايى است اجتهادى به شهادت امارات و نشانه هايى كه در آنها به چشم مىخورد ، مثلا در روايات قصه مورد بحث مىبينيم كه هفده آيه را نازل در مورد قصه ابن ابى و يهوديان بنى قينقاع و بنى قريظه و بنى النضير مىداند با اينكه در اين آيات در رديف يهوديان ، نصارا را هم ذكر كرده‌اند كه هيچ دخالتى در اين قصه نداشتند نشانه ديگر اينكه غير ابن ابى ، ساير مسلمانان نيز در اين داستان سر و كارى با نصارا نداشتند ، خواهى گفت : نام نصارا از باب تطفل يعنى بطور طفيلى ذكر شده ، در پاسخ مىگوئيم : اين سخن درست نيست ، چون در قرآن سابقه ندارد ، چون در جاى ديگر قرآن مواردى هست كه متعرض حال يهود شده و وقايعى را كه بين مسلمين و يهود واقع شده و منافقين نيز در آن وقايع دستى داشته‌اند ، ذكر نموده و تنها نام يهود را برده و نامى از نصارا به ميان نياورده ، نظير آيات سوره حشر ، بنا بر اين چه باعث شده كه تطفل در اينجا جائز شده و در آن موارد جائز نبوده ؟ . نشانه ديگرش اين است كه اولا اين روايت مىگويد : آيات سوره مائده يعنى هفده آيه ( 51 - 67 ) در داستان عبادة بن صامت و عبد اللَّه بن ابى نازل شده و بنا بر اين بايد مطالب اين هفده آيه مربوط و متصل به هم باشد كه بتوان گفت : همه يكباره نازل شده و ثانيا در اين آيات ، آيه شريفه : * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّه وَرَسُولُه » ) * قرار دارد كه روايات متواتره شيعه و سنى آن را نازل در حق على بن ابى طالب ( ع ) مىداند و ثالثا در اين آيات آيه شريفه « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » هست كه هيچ ارتباطى با قصه يهوديان و عبد اللَّه بن ابى ندارد . پس همه اين نشانىها دليل قطعى بر گفتار ما است كه گفتيم : راوى ديده قصه عبادة بن صامت و عبد اللَّه بن ابى با آيات مورد بحث تا حدودى تناسب دارد آيات را بر آن قصه تطبيق كرده و چون نتوانسته خوب تطبيق كند ، هفده آيه را به جاى سه آيه گرفته ، چون ديده اين هفده آيه يعنى در اولش و وسطش و آخرش متعرض حال اهل كتاب شده است . و در تفسير در المنثور است كه ابن جرير و ابن منذر از عكرمه روايت كرده كه در تفسير آيه : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ » ) * ، گفته : اين آيه در باره بنى قريظه نازل شده كه نيرنگ كردند و عهدى را كه با رسول خدا

--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ص 291 .