السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

573

تفسير الميزان ( فارسي )

مشى و روشى روشن پيش پايش گذاشتم ، و اين كلمه يعنى كلمه « شرع » در اول مصدر بوده ، و بعدا آن را نام براى همان طريقه و روش كردند ، و در آخر بطور استعاره نام طريقتهاى الهيه نموده و گفتند : مسيحيت يك شرع ( به كسر شين ) و يا يك شرع ( به فتحه شين ) و يك شريعت است ، و شرعه و منهاج به همين معنا است ، - تا آنجا كه مىگويد - بعضى گفته‌اند : اگر شريعت را شريعت خوانده‌اند از اين باب بوده كه خواسته‌اند آن را به شريعه نهر ( آن راهى كه افراد و حيوانات از آن راه به لب نهر مىروند ) تشبيه كنند . « 1 » و چه بسا كه مطلب عكس اين باشد ، يعنى اگر راه به لب نهر را شريعه گفته‌اند از شريعت به معناى طريقه گرفته باشند ، به اين مناسبت كه چون راه به لب آب براى اهل هر محلى روشن و واضح بوده ، خواسته‌اند با اين نامگذارى از روشنى آن خبر دهند ، و اما كلمه « نهج » به فتح نون و سكونها ، به معناى طريق واضح است ، وقتى مىگويند : « نهج الامر و انهج » معنايش اين است كه فلانى فلان امر را روشن و واضح كرد ، و مصدر ميمى آن يعنى « منهج » و « منهاج » نيز به همان معنا است . « 2 » گفتارى پيرامون معناى شريعت فرق بين شريعت و دين و ملت در اصطلاح قرآن همانطور كه قبلا خاطرنشان كرديم كلمه شريعت به معناى طريق است ، و اما كلمه « دين » و كلمه « ملت » معناى طريقه خاصى است ، يعنى طريقه اى كه انتخاب و اتخاذ شده باشد ، ليكن ظاهرا در عرف و اصطلاح قرآن كريم كلمه شريعت در معنايى استعمال مىشود كه خصوصىتر از معناى دين است ، هم چنان كه آيات زير بر آن دلالت دارد ، توجه بفرمائيد : « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ » « 3 » ، « وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه ، وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ » « 4 » كه از اين دو آيه به خوبى بر مىآيد هر طريقه و مسلكى در پرستش خداى تعالى دين هست ولى دين مقبول درگاه خدا تنها اسلام است ، پس دين از نظر قرآن معنايى عمومى و

--> ( 1 ) مفردات راغب ص 258 . ( 2 ) مفردات راغب ص 506 . ( 3 ) دين نزد خدا و مقبول درگاه او تنها اسلام است . « سوره آل عمران ، آيه 19 » . ( 4 ) و كسى كه غير از اسلام دينى ديگر بپذيرد از او قبول نمىشود ، و او در آخرت از زيانكاران است . « سوره آل عمران ، آيه 85 » .