السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

572

تفسير الميزان ( فارسي )

ندارى كه بدانچه خدا به خود تو نازل كرده در بين مردم حكم كنى ، و به خاطر به دست آوردن دل آنها از طريقه حقى كه به تو نازل شده عدول نكنى و منظور از مردم يا خصوص اهل كتاب است ، ( هم چنان كه ظاهر آيات قبل آن را تاييد مىكند ) و يا عموم مردم است ( هم چنان كه آيات بعد آن را تاييد مىنمايد ) . و از اينجا روشن مىشود كه احتمال اينكه منظور از جمله : * ( « فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ » ) * حكم در بين اهل كتاب و يا در بين مردم باشد ، هر دو احتمالى است جائز ، چيزى كه هست يك اشكال احتمال اول را بعيد مىسازد ، و آن اين است كه بنا بر آن بايد چيزى در كلام در تقدير گرفت و مثلا گفت تقدير كلام « فاحكم بينهم ان حكمت » بوده ، براى اينكه مىدانيم كه خداى تعالى بر رسول گرامى اسلام واجب نكرده بود كه حتما در اختلافات اهل كتاب مداخله نموده و حكم كند ، علاوه بر اينكه اهل كتاب حكم آن حضرت را قبول نداشتند ، پس تقدير كلام چنين است كه اگر اهل كتاب تو را حكم قرار دادند ، در بين آنان حكم بكن ، تازه در همين صورت نيز حكم كردن را واجب متعين نكرده بلكه آن جناب را مخير كرده بين حكم كردن و اعراض نمودن ، و لذا فرموده : * ( « فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ . . . » ) * . علاوه بر اينكه اگر احتمال اول يعنى حكم كردن در بين اهل كتاب به تنهايى منظور بود ، ديگر نمىبايست منافقين را با يهود ذكر كند ، و حال آنكه در اول آيات آنان را هم ذكر كرده ، پس هيچ موجبى نيست كه ما به صرف اينكه قبلا ذكر يهود به ميان آمده ضمير « بينهم » را تنها به يهود بر گردانده و دستور را مختص در مورد آنان بدانيم ، چون همانطور كه گفتيم ذكر غير يهود نيز به ميان آمده بود ، پس مناسبتر آن است كه بگوئيم به دلالت مقام احتمال دوم منظور است ، و ضمير « بينهم » به كلمه « ناس » بر مىگردد ، و منظور از « ناس » كل بشر است . و نيز روشن مىشود كه جمله * ( « عَمَّا جاءَكَ » ) * جار و مجرورى است متعلق به جمله : * ( « وَلا تَتَّبِعْ » ) * و اگر بپرسى ماده تبعيت با حرف « عن » متعدى نمىشود ، و اصلا احتياجى به آن نيست ، و بر اين حساب احتياجى به آن جار و مجرور نبود ، و در پاسخ مىگوئيم : بله ، و ليكن جمله * ( « وَلا تَتَّبِعْ » ) * در خصوص مورد بحث معنايى از اعراض يا عدول و يا چيزى از اين قبيل در آن اشراب شده ، در حقيقت اين كلمه فقط در اين مورد چنين معنا مىدهد : ( و با اعراض از آنچه به تو داده شده ، هوا هوسهاى آنان را پيروى مكن ) . * ( « لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجاً » ) * راغب در مفردات مىگويد كلمه « شرع » به معناى رفتن به راهى است كه واضح و ايمن از انحراف باشد ، وقتى مىگويند : « شرعت له طريقا » معنايش اين است كه من خط