السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
535
تفسير الميزان ( فارسي )
عذاب آخرتى مجرم بر طرف شود « 1 » و اين استدلال تا حدودى حق است . * ( « إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ . . . » ) * يعنى مگر آن محاربى كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد ، و اما بعد از دستگير شدن و قيام دو شاهد بر اينكه او شمشير كشيده ، و يا كسى را كشته ديگر توبه حد شرعيش را بر نمى دارد ، و اما اينكه فرمود : * ( « فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * كنايه است از برداشته شدن حد از آنان - در آن صورت كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد - پس در واقع اين آيه از مواردى است كه مغفرت به غير امر اخروى تعلق گرفته ، ( چون معنايش اين است كه چنين كسى در صورتى كه توبه كند لازم نيست خود را به محكمه معرفى نموده ، و اقرار به قتل كند ، تا حاكم حكم اعدامش را صادر و اجراء كند ، تا گناهش آمرزيده شود ، بلكه همين كه خود و خدا توبه كند حدش آمرزيده و يا ساقط مىشود ) . * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَابْتَغُوا إِلَيْه الْوَسِيلَةَ » ) * راغب در مفردات مىگويد كلمه « وسيله » به معناى رساندن خود به چيزى است با رغبت و ميل ، و اين كلمه از نظر معنا خصوصىتر از كلمه « وصيله » است ، براى اينكه در وسيله معناى رغبت نيز خوابيده ، ولى در وصيله چنين نيست و بيش از رساندن به چيزى دلالت ندارد ، چه اينكه اين رساندن با رغبت باشد و چه بدون رغبت ، خداى تعالى در قرآن كريم فرموده : * ( « وَابْتَغُوا إِلَيْه الْوَسِيلَةَ » ) * ، و حقيقت وسيله به درگاه خدا مراعات راه خدا است ، به اينكه اولا به احكام او علم پيدا كنى و در ثانى به بندگى او بپردازى ، و ثالثا در جستجوى مكارم و عمل به مستحبات شريعت باشى و اين وسيله معنايى نظير معناى كلمه قربت را دارد « 2 » ، و چون وسيله نوعى توصل است و توصل هم در مورد خداى تعالى - كه منزه از مكان و جسمانيت است - توصل معنوى و پيدا كردن رابطه اى است كه بين بنده و پروردگارش اتصال برقرار كند ، و نيز از آنجا كه بين بنده و پروردگارش هيچ رابطه اى به جز ذلت عبوديت نيست ، قهرا وسيله عبارت است از اينكه انسان حقيقت عبوديت را در خود تحقق دهد و به درگاه خداى تعالى وجهه فقر و مسكنت به خود بگيرد ، پس وسيله در آيه شريفه همين رابطه است ، و اما علم و عمل كه راغب كلمه را به آن معنا گرفته از لوازم معناى وسيله و از ادوات رساندن خود به حقيقت عبوديت است ، و اين بسيار واضح است ، مگر آنكه راغب خواسته باشد علم و عمل را بر خود اين حالت اطلاق كند .
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 3 - 4 ص 188 . ( 2 ) مفردات راغب ص 524 - 523 .