السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
534
تفسير الميزان ( فارسي )
ان شاء اللَّه آن روايات در بحث روايتى اين فصل از نظر خواننده مىگذرد . * ( « أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا . . . » ) * كلمه « تقتيل » و « تصليب » و « تقطيع » از باب تفعيل است و قتل و صلب و قطع ، وقتى به باب تفعيل مىرود ، شدت و يا زيادت در معناى آن كلمات را مىرساند ، ( و بنا بر اين تقتيل و تصليب و تقطيع به معناى كشتن و دار زدن و بريدن به شدت و يا به بسيارى است ) لفظ « أو » كه در بين اين چهار كلمه قرار گرفته دلالت بر ترديد دارد تا شنونده نپندارد كه هر سه مجازات را بايد در باره محارب اعمال كرد ، بلكه يكى از اين سه مجازات را ، و اما اينكه اين ترديد به نحو ترتيب است ، بطورى كه تا اولى ممكن باشد نوبت به دومى نرسد ، و يا بطور تخيير است و حاكم مخير باشد به اينكه هر يك را خواست و مصلحت ديد به اجرا در آورد ، از خود آيه استفاده نمىشود ، بلكه بايد از قرينه خارجى يعنى قرائن حالى و مقالى استفاده شود ، آيه شريفه از اين جهت خالى از اجمال نيست ، و تنها سنت است كه اجمال آن را رفع و ابهامش را بيان مىكند و به زودى خواهد آمد كه از ائمه اهل بيت ( ع ) روايت شده كه حدود چهارگانه يعنى قتل و دار زدن و قطع عضو و تبعيد بر حسب درجات افساد رتبه بندى شده است ، مثلا كسى كه شمشير بكشد و كسى را بكشد و مالى را ببرد ، با كسى كه فقط كسى را بكشد و مالى را نبرد ، و يا به عكس تنها مالى را بدزدد و كسى را نكشد و يا تنها شمشير بكشد ولى نه كسى را بكشد و نه مالى را ببرد فرق دارد ، هم چنان كه اين ترتيب در بحث روايتى آينده ان شاء اللَّه مىآيد . و اما اينكه فرمود : * ( « أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ » ) * ، منظور از قطع ايدى و أرجل از خلاف اين است كه هر يك از دست و پاى مجرم از طرف مخالف آن ديگر قطع شود ، مثلا اگر دست راست او را قطع كردند پاى چپش را قطع كنند و اين خود قرينه است بر اينكه مراد از قطع ايدى و ارجل قطع بعضى از دست و پا است ، نه همه آن ، يعنى مراد قطع يك دست و يك پا است نه هر دو ، چون اگر مراد قطع هر دو بود ديگر مراعات خلاف معنا نداشت . و مراد از نفى در جمله : * ( « أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الأَرْضِ » ) * طرد كردن و غايب كردن مجرم است كه در سنت تفسير شده به خارج كردن او از وطنش به شهرى ديگر ، و در اين آيه بحثهاى ديگرى است كه چون مربوط به فقه است ، بايد به كتب فقهى مراجعه نمود . * ( « ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ » ) * كلمه : « خزى » به معناى فضيحت و رسوايى است ، و چون معناى جمله روشن است مىگذريم بعضى از مفسرين به اين جمله استدلال كردهاند به اينكه صرف جارى كردن حد الهى كه يا قتل است و يا بدار آويختن و يا قطع دست و پا و يا نفى بلد ، باعث نمىشود كه