السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
533
تفسير الميزان ( فارسي )
و حقيقتش در مورد خداى تعالى محال است ، و ناگزير بايد بگوئيم معناى مجازى آن منظور است ، از اين جهت معناى وسيع و دامنه دارى خواهد داشت ، ( چون معناى مجازى « محاربه با خدا » همان دشمنى كردن با خدا است ) ، و دشمنى با خدا معناى وسيعى است كه هم شامل مخالفت با يك يك احكام شرعى مىشود و هم بر هر ظلمى و اسرافى صادق است و ليكن از آنجا كه در آيه شريفه رسول خدا ( ص ) را هم ضميمه كلمه « اللَّه » كرده ، و فرموده : * ( « الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّه وَرَسُولَه » ) * اين معنا را به ما مىفهماند كه مراد از محاربه ، دشمنى با خدا در خصوص مواردى است كه رسول نيز در آن دخالتى دارد و در نتيجه تقريبا متعين مىشود كه بگوئيم : مراد از محاربه با خدا و رسول عملى است كه برگشت مىكند به ابطال اثر چيزى كه رسول از جانب خداى سبحان بر آن چيز ولايت دارد ، نظير جنگيدن كفار با رسول و با مسلمانان ، و راهزنى راهزنان كه امنيت عمومى را خدشه دار مىسازد ، امنيتى را كه باز گسترش دامنه ولايت رسول آن امنيت را گسترش داده . و همين كه بعد از ذكر محاربه با خدا و رسول جمله : * ( « وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً » ) * را آورده ، معناى منظور نظر را مشخص مىكند و مىفهماند كه منظور از محاربه با خدا و رسول افساد در زمين از راه اخلال به امنيت عمومى و راهزنى است ، نه مطلق محاربه با مسلمانان ، علاوه بر اينكه اين معنا ضرورى و مسلم است كه رسول خدا ( ص ) با اقوامى كه از كفار با مسلمانان محاربه كردند بعد از آنكه بر آنان ظفر يافت و آن كفار را سر جاى خود نشانيد معامله محارب را با آنان نكرد ، يعنى آنان را محكوم به قتل يا دار زدن يا مثله و يا نفى بلد نفرمود ، و اين خود دليل بر آن است كه منظور از جمله مورد بحث مطلق محاربه با مسلمين نيست . علاوه بر اين استثنايى كه در آيه بعدى آمده خود قرينه است بر اينكه مراد از محاربه همان افساد نامبرده است ، براى اينكه ظاهر آن استثناء اين است كه مراد از توبه توبه از محاربه است نه توبه از شرك و امثال آن . بنا بر اين مراد از محاربه و افساد بطورى كه از ظاهر آيه بر مىآيد اخلال به امنيت عمومى است و قهرا شامل آن چاقوكشى نمىشود كه به روى فرد معين كشيده شود و او را به تنهايى تهديد كند ، چون امنيت عمومى وقتى خلل مىپذيرد كه خوف عمومى و ناامنى جاى امنيت را بگيرد و بر حسب طبع وقتى محارب مىتواند چنين خوفى در جامعه پديد آورد كه مردم را با اسلحه تهديد به قتل كند و به همين جهت است كه در سنت يعنى رواياتى كه در تفسير اين آيه وارد شده نيز محاربه و فساد در ارض به چنين عملى يعنى به شمشير كشيدن و مثل آن تفسير شده است .