السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
527
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : در اين روايت آيه شريفه نقل به معنا شده ، و عين عبارت آيه نيامده . و در كافى به سند خود از فضيل بن يسار روايت آورده كه گفت : من به امام ابى جعفر ( ع ) عرضه داشتم : اين جمله در كلام خداى عز و جل چه معنا دارد كه مىفرمايد : * ( « وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً » ) * فرمود : منظور كسى است كه انسانى را از سوختن و غرق شدن نجات دهد ، عرضه داشتم : آيا شامل كسى هم مىشود كه انسانى را از ضلالتى نجات دهد ، و به راه راست هدايت كند ؟ فرمود : اين بزرگترين تاويل براى آن است . « 1 » مؤلف : اين روايت را شيخ نيز در امالى خود « 2 » و برقى در محاسن خود از فضيل از آن جناب روايت كردهاند ، و روايت را از سماعه و از حمران از امام صادق ( ع ) « 3 » آوردهاند ، و مراد از اينكه نجات از ضلالت تاويل اعظم آيه باشد ، اين است كه تفسير كردن آيه به چنين نجاتى دقيقترين تفسير براى آن است ، چون كلمه تاويل در صدر اسلام بيشتر به معناى تفسير استعمال مىشده ، و مرادف آن بوده است . مؤيد گفتار ما روايتى است كه در تفسير عياشى از محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) آمده در آن روايت محمد بن مسلم مىگويد : من از آن جناب از تفسير آيه : * ( « مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً » ) * پرسيدم ، فرمود چنين كسى در آتش منزلگاهى دارد ، كه اگر همه مردم را هم مىكشت باز جايش همانجا بود ، چون جايى ديگر كه عذابش بيشتر باشد نيست ، پرسيدم معناى جمله بعدى چيست كه مىفرمايد : * ( « وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً » ) * ؟ فرمود منظور كسى است كه مىتواند شخصى را بكشد ولى نكشد ، و يا شخصى است كه كسى را از غرق و سوختن نجات دهد و از همه اينها بزرگتر و اعظم كسى است كه شخصى را از ضلالتى به سوى هدايت بكشاند . « 4 » مؤلف : منظور از اينكه فرمود : « او را نكشد » اين است كه بعد از آنكه ثابت شد كه مىتواند او را بكشد مثلا - حاكم حكم به قصاص كرد - او از قصاص صرف نظر نموده باشد . و در همان كتاب از ابى بصير از امام باقر ( ع ) روايت شده كه ابو بصير گفت از آن جناب از معناى جمله : * ( « وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً » ) * پرسيدم ، فرمود : يعنى
--> ( 1 ) اصول كافى ج 2 ص 211 - 210 . ( 2 ) امالى شيخ ، ج 1 ص 230 . ( 3 ) محاسن برقى ج 1 ص 232 ح 182 - 181 . ( 4 ) تفسير عياشى ج 1 ص 313 ح 87 .