السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

528

تفسير الميزان ( فارسي )

كسى كه انسانى را از كفر بيرون كند و به ايمان در آورد . « 1 » مؤلف : اين معنا در روايات بسيارى كه از طرق اهل سنت نقل شده نيز آمده . و در مجمع البيان است كه از امام ابى جعفر روايت شده كه فرمود : منظور از مسرفون كسانى هستند كه حرامهاى خدا را حلال مىشمارند ، و خونها مىريزند . « 2 » بحث علمى و يك تطبيق در اصحاح چهارم از سفر تكوين از تورات چنين آمده : 1 - آدم همسرش حوا را شناخت ، و حوا حامله شد و قايين را بزاد ، و - از در خوشحالى - گفت : از ناحيه رب صاحب فرزندى پسر شدم . 2 - حوا بار ديگر حامله شد ، و اين بار هابيل را بزاد و هابيل كارش گوسفند دارى ، و قايين شغلش زراعت بود . 3 - بعد از ايامى حادثه اى رخ داد ، و آن اين بود كه قايين از حاصل زمين چيزى را براى رب قربانى كرد . 4 - و هابيل هم از گوسفندان بكر و چاق خود يك گوسفند قربانى كرد ، و رب به قربانى هابيل نظر كرد . 5 - و اما به قايين و قربانيش نظر نكرد پس قايين سخت در خشم شد و آبرويش رفت ( و يا چهره اش در هم افتاد ) 6 - و پروردگار به قايين گفت چرا خشمگين شدى ؟ و چرا چهره ات تغيير كرد ؟ 7 - آيا اگر تو خوبى مىكردى به درگاه ما بالا نمىآمد ؟ ! و اگر خوبى نكنى قهرا در معرض گناه قرار مىگيرى و گناه را دم در كمين گرفته بدان ، آرى در اين صورت گناه مشتاق تو و در پى تو است و اين تو هستى كه گناه را براى خود سر نوشت ساختى 8 - قايين سر برادرش هابيل را گرم به سخن كرد و در همان حال كه با هم نشسته بودند كه قايين برخاست و هابيل را بكشت 9 - رب به قايين گفت هابيل برادرت كجا است ؟ گفت : نمىدانم و من نگهبان برادرم نبودم 10 - رب گفت اين چه كارى بود كردى ، صداى خون برادرت از زمين به من رسيد 11 - اينك تو ديگر ملعونى ، تو از جنس همان زمينى هستى كه دهن باز كرد براى فرو بردن خونى كه به دست تو از برادرت ريخت 12 - تو چه وقت در زمين كار كردى كه زمين پاداش عمل تو را كه همان مواد غذايى او است به تو ندهد ، اينك محكومى به اينكه عمرى به سرگردانى و فرار در زمين بگذرانى 13 - قايين به رب گفت : گناه من بزرگتر از آن است كه كسى بتواند آن را حمل كند ، 14 - تو امروز مرا از روى زمين و از روى

--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 313 ح 88 . ( 2 ) مجمع البيان ج 3 - 4 ص 187 .