السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

516

تفسير الميزان ( فارسي )

همين بهانه ها شدند ، و حسد و كبر و پيروى هوا وادارشان كرد به اينكه حق را پايمال كنند ، لذا در اين آيات حقيقت اين ظلم فجيع را براى آنان بيان نموده ، مىفرمايد بر حسب دقت و واقعنگرى كشتن يك فرد در نزد خداى سبحان به منزله كشتن همه بشر است ، و در مقابل زنده كردن يك نفس نزد او به منزله زنده كردن كل بشر است . و اين كتابت كه در آيه مورد بحث آمده است و فرموده : ( بدين جهت ما بر بنى اسرائيل چنين و چنان نوشتيم ) هر چند مشتمل بر يك حكم تكليفى نيست ( و نمىخواهد مثلا بفرمايد : كسى كه يك نفر را كشته ديه و خون بهاى هزاران نفر را بايد بدهد و يا گناهش برابر گناه كسى است كه هزاران نفر را كشته باشد ) و ليكن در عين حال خالى از تشديد و تهديد هم نيست ، آرى عملى كه از نظر اعتبار به منزله كشتن همه بشر باشد قطعا در بر انگيختن خشم و سخط الهى اثر دارد ، حال يا اين خشم در دنيا گريبان مرتكب را بگيرد و يا در آخرت . و به عبارتى مختصر معناى جمله مورد بحث اين است كه « از آنجا كه طبع انسان اين است كه به هر سبب و بهانه واهى به ارتكاب اين ظلم عظيم كشيده مىشود » ، و بنى اسرائيل هم سابقه هايى از ظلم داشتند ، لذا برايشان واقعيت قتل نفس را بيان كرديم باشد كه دست از تجاوزها و اسرافها بردارند ، قبلا هم پيامبران ما براى آنان آياتى روشن آورده بودند ، ولى آنها هم چنان در زمين به اسرافگرى خود ادامه دادند « 1 » . و اما اينكه فرمود : * ( « أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً » ) * با جمله * ( « بِغَيْرِ نَفْسٍ » ) * دو نوع قتل نفس را استثناء كرد ، يكى قتل به عنوان قصاص است كه در آيه شريفه : « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى » « 2 » ، حكم به لزوم چنان قتلى نموده و فرموده « قتل به عنوان قصاص و هر نوع قصاصى ديگر نه تنها به منزله قتل همه مردم نيست بلكه مايه حيات جامعه است » ، و دوم قتل به جرم فساد در زمين است كه در آيه بعدى در باره آن سخن گفته ، و فرموده : * ( « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّه وَرَسُولَه وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً . . . » ) * و اما اينكه فرمود كشتن يك انسان به منزله كشتن همه انسانها است بيانش قبلا گذشت كه چگونه اين به منزله آن است و گفتيم كه يك فرد از انسان از حيث آن حقيقتى كه با خود حمل مىكند و با آن زنده است و با آن مىميرد ، حقيقتى است كه در همه افراد يكى

--> ( 1 ) احتمال دارد نوشتن حكم مذكور بر بنى اسرائيل براى اين بوده باشد كه شريعت موسى ( ع ) اولين شريعت مفصلى بوده كه خداى تعالى تشريع كرده و چون در بنى اسرائيل تشريع شده فرموده : « * ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ . . . ) * » « مترجم » . ( 2 ) « سوره بقره ، آيه 178 » .