السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
517
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، و فرقى بين بعضى از افراد و كل افراد نيست و فرد واحد و افراد بسيار در آن حقيقت واحدند ، و لازمه اين معنا اين است كه كشتن يك فرد به منزله كشتن نوع انسان باشد و به عكس زنده كردن يك فرد زنده كردن همه انسانها باشد ، اين آن حقيقتى است كه آيه مورد بحث آن را افاده مىكند . و اى بسا كه بر آيه شريفه اشكال كرده باشند به اينكه اولا : « نازل كردن خود اين آيه باعث نقض غرض است » ، براى اينكه غرض بيان اهميت قتل نفس و بزرگى اين عمل ، از حيث گناه و آثار است ، و لازمه بيان اين معنا اين است كه هر قدر عدد كشته و مقدار جنايت بيشتر باشد ، گناه اهميت بيشتر و آثار سوء زيادترى داشته نه اينكه كشتن يك نفر به منزله كشتن همه مردم باشد ، علاوه بر اينكه نقض غرض است لازمه ديگرش اين است كه قتلهاى زائد بر يك قتل هيچ اثرى نداشته باشد ، چون وقتى قتل يك نفر مساوى با قتل ده نفر - مثلا - باشد و قتل اولى برابر با قتل همه باشد ، بايد قتل نه نفر زائد بدون اثر باشد . و اين اشكال را نمىتوان اينطور پاسخ داد كه كشتن ده نفر هم ده برابر كشتن همه اثر دارد ، و كشتن همه انسانها برابر است با كشتن همه به تعداد نفرات جميع ، مثلا اگر فرض كنيم كه تمامى افراد بشر هزار مليونند ، و كسى همه آنها را بكشد هزار مليون بار همه بشر را كشته است ، و كافى نبودن اين پاسخ بدين جهت است كه برگشت آن به تضاعف عدد عذاب و عقاب است و حال آنكه عبارت اشكال اين را نمىرساند ، يعنى از آن فهميده نمىشود كه منظورش مساله عقاب باشد . علاوه بر اينكه چنين جميعى اصلا واحد ندارد ، آخر جميع - هر چه باشد - عبارت است از چيزى كه از افرادى كه هر فردش معادل جميعى است كه از افراد مركب شده ، و اين تا بىنهايت تكرار مىشود ، و چنين جميعى معنا ندارد ، زيرا فرد واحدى ندارد تا با تكرار و تعدد آنها چيزى بنام جميع درست شود . از اين هم كه بگذريم مساله مضاعف بودن گناه و عقاب مخالف با منطق قرآن است ، زيرا قرآن كريم فرموده : « مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها » « 1 » . و ثانيا برابر بودن يك قتل با قتل جميع اگر به اين معنا باشد كه « قتل واحد برابر است با قتل جميعى كه اين واحد نيز جزء آن است » ، لازمه اش اين است كه واحد يك مجموع مساوى باشد با مجموع خود و غير خودش كه محال بودن اين فرض از بديهيات است و اگر مراد
--> ( 1 ) كسى كه گناه كند به جز كيفر آن گناه را نمىبيند . « سوره انعام ، آيه 160 » .