السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
508
تفسير الميزان ( فارسي )
الهامات است . پس به حكم اين آيات تمامى علومى كه براى انسان حاصل مىشود همه و همه هدايت الهى ، و به هدايت الهى است ، چيزى كه هست به حسب نوع ، مختلف است . آنچه از علوم كه مربوط به خواص اشياء خارجى است ، طريقى كه خداى سبحان بشر را به آن طريق به سوى آن علوم هدايت مىكند طريق حس است ، و آنچه از علوم كلى و فكرى كه چون بديهيات عقلى نه ربطى به اعمال خوب و بد انسان دارد و نه ربطى به خواص اشياء ، اين گونه علوم را خداى تعالى به تسخير و اعطاء به انسان مىدهد ، و اين تسخير و اعطاء چنان نيست كه حس بتواند آن را ابطال كند ، و يا انسان در حالى از حالات از آن بى نياز شود ، قسم سوم علومى است مربوط به اعمال آدمى و اينكه چه اعمالى صالح و چه اعمالى فاسد و فساد انگيز است ؟ چه اعمالى تقوا و چه اعمالى فجور است ؟ خداى سبحان آن را از طريق الهام و افكندن در دلها و كوبيدن در فطرت به انسان مىدهد . و قسم سوم كه در اصل به الهام الهى بر مىگردد ، تنها زمانى در عمل انسان مفيد واقع گشته و اثرش تمام مىشود ، كه قسم دوم از علوم انسان درست به دست آمده باشد ، و بر درستى و استقامت رشد كرده باشد ، ( چون بسا مىشود كه انسانى در اثر كجرويهاى ممتد ، فطرت خداداديش را از دست داده و حتى بديهيات كلى و عقلى را درك نكند ) هم چنان كه درك عقلى نيز وقتى حاصل مىشود كه عقل به سلامتى خود باقى مانده باشد و آن تا زمانى است كه تقواى دينى و دين فطريش را از دست نداده باشد ، به آيات زير توجه فرمائيد : « وَما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الأَلْبابِ » « 1 » ، « وَما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ » « 2 » « وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِه أَوَّلَ مَرَّةٍ » « 3 » « وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِه نَفْسَه » « 4 » ، يعنى كسى مقتضيات فطرت را ترك نمىكند مگر وقتى كه عقلش را تباه كرده و راهى غير از راه عقل را پيش گرفته باشد . اعتبار عقلى و حساب سرانگشتى هم مساعد با ملازمه ايست كه گفتيم بين عقل و تقوا بر قرار است ، براى اينكه وقتى عقلش و يا به عبارتى نيروى تفكر و نظر انسان آسيب ديد و
--> ( 1 ) و تنها صاحبان عقل متذكر مىشوند . « سوره آل عمران ، آيه 7 » . ( 2 ) متذكر نمىشود مگر كسى كه توبه كند ، و به سوى خدا باز گردد . « سوره غافر آيه 13 » . ( 3 ) اين مائيم كه دلها و ديدگانشان را مىگردانيم به شهادت اينكه در اولين بار ايمان نياوردند . « سوره انعام آيه 110 » . ( 4 ) و كسى از كيش ابراهيم متنفر و بى رغبت نمىشود مگر آنكه قبلا عقلش را دچار سفاهت و انحراف كرده باشد . « سوره بقره ، آيه 130 » .