السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

468

تفسير الميزان ( فارسي )

نداشتند ، خوب اين هم وجهى است براى معناى * ( « وَجَعَلَكُمْ مُلُوكاً » ) * ، ولى همان اشكالى كه بر وجه قبلى وارد بود بر اين نيز وارد است ، چون بنا بر اين وجه نيز همه بنى اسرائيل ملوك نبودند ، بلكه بعضى از ايشان داراى چنين منصبى بودند پس بايد مىفرمود : « و جعل منكم ملوكا » . * ( « وَآتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ » ) * اين جمله بيانگر قسم سوم از سه قسم نعمتهايى است كه خداى تعالى بر بنى اسرائيل انعام فرمود و آن عبارت است از عنايات و الطاف الهيه اى كه همراه بود با معجزات بسيار روشن و ارزنده كه اگر بر گفته خود ( كه اى موسى ما به تو ايمان آورديم ) استقامت مىكردند و پيمان الهى را نمىشكستند ، زندگيشان را تعديل مىكرد آياتى كه تا در مصر بودند و بعد از آنكه خدا از شر فرعون و قومش نجاتشان داد از هر طرف بر آنان احاطه داشت ، آرى هيچ امتى از امم عالم كه قبل از تاريخ زندگى موسى زندگى كرده بودند مانند قوم موسى اين همه معجزات و برهانهاى ساطع و نعمتهاى بىكران نداشتند ، اين تنها قوم موسى ( ع ) بود كه خداى تعالى چنين معجزاتى و چنان نعمتهايى به آنان ارزانى داشت . بنا بر اين ديگر وجهى براى گفتار بعضى نمىماند كه گفته‌اند : مراد از « عالمين » جمعيتهاى هم عصر بنى اسرائيل است « 1 » ، براى اينكه آيه شريفه بطور مطلق داشتن چنان معجزات و چنان نعمتها را از كل طوائف بشر نفى كرده ، صريحا مىفرمايد هيچ جمعيتى آن معجزات و نعمتهايى كه خدا به بنى اسرائيل داده بود نداشتند ، و همين طور هم هست . * ( « يا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّه لَكُمْ وَلا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ » ) * در اين آيه موسى به بنى اسرائيل دستور داده كه داخل در سرزمين مقدس شوند و خود آن جناب از وضع آنان پيش بينى كرده بود كه از اين دستور تمرد خواهند كرد و رفتن به آن سرزمين را نخواهند پذيرفت ، به همين جهت امر خود را تاكيد كرد به اينكه مبادا سرپيچى كنيد ، و دوباره به دوران سابق خود برگرديد كه اگر چنين كنيد زيانكار خواهيد شد ، دليل بر اينكه آن جناب چنين استنباطى داشته اين است كه وقتى بنى اسرائيل دستور آن جناب را رد كردند ، موسى ( ع ) آنان را به وصف فاسقين توصيف كرد ، و اگر بنى اسرائيل مردم درستى بودند و سابقه نافرمانى و تمرد نداشتند و تنها اين يك دستور موسى را تمرد كرده بودند ، اطلاق فاسق كه اسم فاعل است و ثبات و دوام را مىرساند بر آنان درست نبود ، و مىبايست فرموده

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 6 ص 324 .