السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
427
تفسير الميزان ( فارسي )
اختلافهايى كه در بشر آمده و مىآيد پس صرف وجود اختلاف دليل بر باطل بودن طريقه مورد اختلاف نيست . و اما نتيجه اى كه از همه سخنان خود گرفته كه پس تمامى طرقى كه در بين دانشمندان معمول است باطل و تنها طريقه حق و صحيح طريقه كتاب و سنت است ، كه همان مسلك دين است ، راهى براى اثبات آن ندارد ، مگر آنكه خواسته باشد سخن پيروان طريقه تذكر را بگويد و طريقه تذكر مسلكى است كه آن را به افلاطون يونانى نسبت دادهاند و آن اين است كه انسان اگر از هوا و هوسهاى نفسانى مجرد شود و به زيور تقوا و فضائل روحى آراسته گردد آن گاه اگر در هر امرى و مساله اى به نفس خود مراجعه كند ، جواب حق را از نفس خود دريافت مىكند . البته اين تعريف را ديگران براى مسلك تذكر ، كردهاند ، و بعضى از پيشينيان از يونان و غير يونان و جمعى از فلاسفه غرب و عده اى از مسلمانان طرفدار اين مسلك شدهاند ، اما با اين تفاوت كه هر يك از اين طوائف مسلك تذكر را به نحوى توجيه و تعريف كردهاند غير آن نحوى كه طائفه ديگر تعريف كرده . مثلا بعضى از طرفداران اين مكتب ، مكتب تذكر را اينطور تقرير كردهاند : كه همه علوم بشرى فطرى بشر است ، به اين معنا كه بشر از همان آغاز هستى اين علوم را با خود به همراه آورده ، و بالفعل با او موجود است ، بنا بر اين وجه ، معناى اين سخن كه مىگوئيم : « فلان علم ، جديد و حادث است » ، اين است كه تذكر و يادآورى آن جديد است . « 1 » بعضى ديگر اينطور توجيهش كردهاند كه پرداختن به تهذيب نفس و منصرف شدن از شواغل مادى خود باعث آن مىشود كه حقائق براى آدمى كشف شود ، نه اينكه علوم و حقائق در آغاز وجود انسان بالفعل با انسان هست ، بلكه در آغاز وجودش درك آن حقائق را بالقوه دارا است و فعليت آن در باطن نفس انسانى است ، نفسى كه در هنگام غفلت از آدمى جدا است ، و در هنگام تذكر با آدمى است و اين همان چيزى است كه عرفا مىگويند ، چيزى كه هست بعضى از آنان در اين طريقه شرط كردهاند كه انسان تقواى دينى و پيروى شرع را هم علما و عملا داشته باشد ، مانند عده اى از عرفاى هم عصر ما و غير ايشان كه معتقدند تنها فرق ميان اين طريقه با طريقه عرفا و متصوفه همين است ، و غفلت كردهاند از اينكه قبل از ايشان عرفا نيز اين شرط را كردهاند ، به شهادت كتابهاى معتبرى كه از آنان به يادگار مانده است ، پس اين نظريه عين نظريه صوفيان است ، تنها فرقى كه بين اين دو طائفه هست در كيفيت پيروى شرع و
--> ( 1 ) سير حكمت در اروپا ج 1 ص 19 .