السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
422
تفسير الميزان ( فارسي )
منطق نداريم » ، و آن مغالطه اين است كه : اولا : كتاب و سنت پيرامون علم منطق و قواعد آن بحث نمىكند ، بلكه بحثش در خلال كتاب و سنت است ، پس ما براى اينكه بدانيم در كتاب و سنت چه قواعدى از منطق به كار رفته ناگزيريم اول منطق و قواعد آن را مستقل و جداى از كتاب و سنت بخوانيم ، و بدانيم تا بفهميم در فلان آيه و يا حديث از چه راهى استدلال شده است . و ثانيا : محتاج نبودن كتاب و سنت به منطق و بى نيازى آن دو از هر ضميمه ديگرى كه به آن بپيوندند يك مطلب است ، و محتاج بودن مسلمانان در فهم كتاب و سنت به علم منطق مطلبى ديگر است ، و صاحب گفتار بالا اين دو را با هم خلط كرده و گفتار او و امثال او نظير گفتار طبيبى است كه كارش بحث و تحقيق در احوال بدن آدمى است ، و ادعا كند كه من هيچ حاجتى به علم طبيعى و اجتماعى و ادبى ندارم ، و اين علوم اصلا لازم نيست ، و ما مىدانيم كه اين سخن درست نيست ، زيرا همه علوم با انسان ارتباط دارند و يا نظير كار انسان جاهلى است كه اصلا حاضر نيست علمى بياموزد ، و وقتى از او علت مىپرسند بگويد خمير مايه همه علوم در فطرت انسان است . و ثالثا : اين خود كتاب و سنت است كه بشر را دعوت مىكند به اينكه هر چه بيشتر طرق عقليه صحيح را به كار ببندد ، ( و ما مىدانيم كه طرق عقليه صحيح ، چيزى جز مقدمات بديهى و يا متكى بر بديهيات نيست ) ، اين قرآن كريم است كه مىفرمايد : « فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه ، أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّه وَأُولئِكَ هُمْ أُولُوا الأَلْبابِ » « 1 » ، در اين مقوله آيات و اخبار بسيارى هست كه انسانها را به تفكر صحيح دعوت مىكند ، بله كتاب و سنت از پيروى هر چيزى كه مخالف صريح و قطعى آن دو است نهى مىكند ، و اين هم صرف تعبد نيست ، بلكه جهتش اين است كه كتاب و سنتى كه قطعى باشد حكمى كه مىكنند خود از مصاديق احكام عقلى صريح است ، يعنى عقل صريح آن را حق و صدق مىداند ، و محال است كه دوباره عقل برهان اقامه كند بر بطلان چيزى كه خودش آن را حق دانسته . و احتياج انسان به تشخيص مقدمات عقليه حقه از مقدمات باطله و سپس تمسك كردن
--> ( 1 ) پس به آن عده از بندگان من كه هر سخنى را گوش مىدهند ، و تنها بهترينش را پذيرفته و به آن عمل مىكنند مژده بده ، كه آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده ، و هم ايشان خردمندانند . « سوره زمر ، آيه 18 » .