السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

357

تفسير الميزان ( فارسي )

و اما كلمه « إلى » اين كلمه بطورى كه استعمال آن به ما مىفهماند وقتى در مورد فعلى كه عبارت باشد از امتداد حركت استعمال شود ، حد نهايى آن حركت را معين مىكند ، ( وقتى مىگوئيم من تا فلان جا رفتم ، معنايش اين است كه نقطه نهايى عمل من كه همان رفتن باشد فلان جا است و اما اينكه خود آن نقطه هم حكم ما قبل از كلمه « الى تا » را داشته باشد و يا حكم آن را نداشته باشد مطلبى است كه از معناى اين كلمه خارج است ) ( مثلا وقتى گفته شود « من ماهى را تا سرش خوردم » كلمه « تا » دلالت نمىكند بر اينكه سر آن را هم خورده‌ام ، و يا نخورده‌ام ) بنا بر اين حكم شستن خود مرفق از كلمه « إلى » استفاده نمىشود ، آن را بايد سنت بيان كند . ولى بعضى از مفسرين گفته‌اند كه كلمه « إلى » به معناى كلمه « مع با » است ، و جمله * ( « وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ » ) * به معناى اين است كه فرموده باشد « و ايديكم مع المرافق و دستها را با مرفقها بشوئيد » هم چنان كه در آيه : « وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ » « 1 » به اين معنا آمده ، دليلى كه براى اين دعوى خود آورده‌اند رواياتى است كه مىگويد رسول خدا ( ص ) در هنگام وضو مرفق خود را نيز مىشست ، « 2 » و اين جرأت عجيبى است كه در تفسير كلام خداى عز و جل به خود داده‌اند ، براى اينكه رواياتى كه در اين باب هست خالى از دو حال نيست ، يا صرفا عمل رسول خدا ( ص ) را حكايت مىكند ، كه پر واضح است نمىتواند بيانگر آيه قرآن باشد ، براى اينكه عمل مبهم است ، و زبان ندارد ، و با اين حال نمىتواند به لفظى از الفاظ قرآن معنايى غير آنچه در لغت دارد بدهد ، تا بتوانيم بگوئيم يكى از معانى كلمه « إلى » معنايى است كه كلمه « مع » دارد ، و يا آنكه حكم خدا را بيان مىكند نه عمل رسول خدا ( ص ) را ، كه در اين صورت آن روايات نمىتواند تفسير آيه باشد ، و اينكه در شق اول گفتيم عمل مبهم است ، و مىتواند وجوهى داشته باشد ، يكى ديگر از وجوه آن اين است كه شستن خود مرفق از باب مقدمه علمى بوده باشد ، يعنى رسول خدا ( ص ) مرفق را هم مىشسته تا يقين كند به اينكه دستها را تا مرفق شسته است ، يكى ديگر از وجوه آن اين است كه رسول خدا ( ص ) اين مقدار را بر حكم خدا افزوده باشد ، و آن جناب چنين اختيارى را دارد ، هم چنان كه مىدانيم نمازهاى پنجگانه همه از طرف خداى تعالى بطور دو ركعتى واجب شده بود ، و رسول خدا ( ص ) در بعضى از آنها

--> ( 1 ) « سوره نساء ، آيه 2 » . ( 2 ) تفسير المنار ج 6 ص 223 .