السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
342
تفسير الميزان ( فارسي )
كه مطلق و بدون قيد باشد بر آن دلالت مىكند ، هم چنان كه ظاهر از روايات و داستانهايى كه از صدر اول در اين باب نقل شده همين معنا است ، و بدين جهت معظم علماى ما منحصرا به حليت حبوبات و اشباه آن و غذاهايى كه از آنها تهيه شود فتوا دادهاند . و صاحب تفسير المنار به شدت بر اين علما حمله كرده ، كه اين فتوا مخالف با عرف قرآن در استعمال لفظ طعام است ، وى مىگويد : غالب در لغت قرآن در لفظ طعام اين نيست ، براى اينكه مىبينيم قرآن كريم در اين سوره يعنى سوره مائده فرموده : « أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعامُه مَتاعاً لَكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ » واحدى نگفته كه منظور از طعامى كه از شكار دريا به دست آيد گندم و يا حبوبات است ، و نيز فرموده : « كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ ، إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِه » « 1 » ، و در اين آيه نيز احدى نگفته كه منظور از اين طعام خصوص گندم و حبوبات است براى اينكه ما مىدانيم از اين دانه ها هيچيك بر بنى اسرائيل حرام نبوده ، نه قبل از نزول تورات و نه بعد از آن ، پس طعام در اصل به معناى هر چيزى است كه طعم شود ، يعنى چشيده ، و يا خورده شود ، خداى تعالى حتى در باره آب نهر در داستان طالوت از قول او حكايت كرده كه گفت : « فَمَنْ شَرِبَ مِنْه فَلَيْسَ مِنِّي ، وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْه فَإِنَّه مِنِّي » « 2 » ، و نيز در باره غذا خوردن در خانه رسول خدا ( ص ) فرموده : « فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا » « 3 » ، اين بود گفتار صاحب المنار . « 4 » و ما نتوانستيم بفهميم كه وى از قول اهل لغت كه گفتند : « طعام هر جا كه بطور مطلق و بدون قيد در كلام آيد مراد از آن حبوبات و اشباه آن است » چه فهميده ؟ كه يكسره بر علما حمله كرده ، و كلماتى از قرآن كريم از قبيل « يطعمه » در داستان طالوت و « طعمتم » در داستان غذا خوردن در خانه رسول خدا ( ص ) را به رخ آنان كشيده ، با اينكه علماى اسلام هر چه گفتهاند در باره لفظ طعام گفتهاند ، نه كلماتى كه از اين لفظ مشتق شده باشد ، و آيه ديگرى هم كه به عنوان اشكال آورده ، يعنى آيه : « أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ . . . » به هيچ وجه ربطى به گفتار علما ندارد ، براى اينكه مورد بحث آنان كلمه طعام بدون هيچ قيد است ، و در آيه مذكور كلمه طعام با قيد « بحر » آمده ، و اين قيد خود روشنترين قرينه است بر اينكه منظور از
--> ( 1 ) همه طعامها براى بنى اسرائيل حلال بود ، مگر آنچه كه اسرائيل خودش بر خود تحريم كرد . « سوره آل عمران ، آيه 93 » ( 2 ) هر كس از اين نهر بنوشد از من نيست ، و هر كس آن را نچشد از من است . « سوره بقره ، آيه 249 » ( 3 ) يعنى وقتى غذاى خود خورديد برخيزيد و متفرق شويد . « سوره احزاب ، آيه 53 » ( 4 ) تفسير المنار ج 6 ص 177 .