السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

32

تفسير الميزان ( فارسي )

امتى را كه در راه سعادت خود تحمل كرده‌اند ، به باد دهد و يا سيادت و سرورى آن امت را به ذلت و مسكنت مبدل سازند و يا خون افراد امت را هدر دهند و يا افرادى را اسير دشمن سازند . علماى دين به آن جهت محدثند ، يا فقيه و يا قارى و يا امثال آن هستند ، چه اطلاعى از اين گونه مسائل دارند ؟ تا خداى عز و جل امت اسلام را مامور سازد به اينكه در اين مسائل به علما مراجعه كنيد ؟ در مراجعه به علما چه اميدى براى حل مشكلات سياسى هست ؟ . و اما اينكه بعضى ديگر گفته‌اند و يا ممكن است بگويند كه مراد از « اولى الامر » خلفائى هستند كه بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) زمام امور مسلمين را در دست گرفتند يعنى : ابا بكر ، عمر ، عثمان و على ( ع ) است ، علاوه بر اينكه هيچ دليلى قطعى از كتاب و سنت بر آن نيست ، اين اشكال بر آن وارد است كه از دو حال بيرون نيست ، يا حكم آيه شريفه مختص به زمان رسول خدا ( ص ) است و يا عمومى است و شامل زمانهاى بعد نيز مىشود . اگر مختص به زمان رسول خدا ( ص ) باشد ، لازمه اش اين است كه در زمان رسول خدا ( ص ) همه مسلمين اين چهار نفر را به عنوان « اولى الامر » بشناسند و حد اقل صحابه بايد اين شناسايى را داشته باشند در حالى كه حديث و تاريخ چنين شانى و شؤونى از اين قبيل را براى خصوص آنان ضبط نكرده و اگر عمومى باشد ، لازمه اش اين است كه با در گذشت اين چهار نفر حكم آيه شريفه قطع شده باشد و لازمه ديگرش اين است كه خود آيه بايد اين معنا را خاطر نشان كرده باشد ، يعنى فرموده باشد حكم آيه بر خلاف آنچه از ظاهرش استفاده مىشود ، منحصرا مربوط به زمان زندگى اين چهار نفر است ، هم چنان كه مىبينيم همه احكامى كه اختصاص به برهه اى از زمان دارد آيه اى كه آن را بيان مىكند ، اين معنا را خاطر نشان مىكند ، مانند احكامى كه مخصوص به رسول خدا ( ص ) است و ما در آيه شريفه اثرى از اين تذكر نمىبينيم . و اما اينكه بعضى ديگر گفته‌اند و يا ممكن است بگويند : كه مراد از « اولى الامر » ، اهل حل و عقد از امت است ، اشكالش به زودى مىآيد ، تذكرى كه لازم است قبلا داده شود ، اين است كه گوينده اين حرف چون ديده در عصر رسول خدا ( ص ) مسلمانان افراد معينى به نام اهل حل و عقد نداشتند و جامعه آن روز مانند جوامع امروز دنيا نبوده كه امور عامه به وسيله هياتى به نام هيات وزرا و يا جمعيتى كه مردم به انتخاب خود به مجلس شورا مىفرستند و يا دولتمردانى ديگر اداره شود . بلكه در آن روز تنها حكم خدا و رسولش در بين مردم جارى مىشده ، لذا براى اينكه چنين اشكالى به او نشود ، نام اهل حل و عقد را مبدل به اهل شورا نمود و افرادى از صحابه كه رسول خدا ( ص ) در امور با آنان مشورت