السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
33
تفسير الميزان ( فارسي )
مىكرده است . به هر حال چه بگويد : « اهل حل و عقد » و چه بگويد : « اهل شورا » اين اشكال موجود است كه : رسول خدا ( ص ) با افراد معينى مشورت نمىكرده ، بلكه با مؤمنين و نيز منافقين از قبيل : عبد اللَّه بن ابى و رفقاى منافق او مشورت مىكرده و مشورت آن جناب در روز جنگ احد معروف است و چطور ممكن است خداى سبحان مردم را مامور كند كه به امثال آنان مراجعه نموده ، مشكلات را به آنان رد كنند . علاوه بر اينكه يكى از كسانى كه هيچ بحثى و شكى نيست در اين چنين شانى نزد رسول خدا ( ص ) داشته ، هم مورد مشورت آن جناب و هم مورد مشورت خلفاى بعد از آن حضرت بوده ، عبد الرحمن بن عوف بوده و آيات مورد بحث كه در مقام مذمت ضعفاء الايمان است و به خاطر اعمالى كه كردند ملامتشان مىكند ، در درجه اول شامل او ( عبد الرحمن بن عوف ) و اصحاب او است كه مىفرمايد : « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا . . . » ، در روايات هم آمده كه اين آيات در باره عبد الرحمن بن عوف و ياران او نازل شده است . و اين روايت را هم نسايى در كتاب صحيح « 1 » خود آورده و هم حاكم در مستدرك « 2 » خود ( و آن را در تفسير خود نقل كردهاند و نيز طبرى « 3 » و ديگران آن را در تفسير خود نقل كردهاند و روايت در بحث روايتى سابق گذشت ) . « 4 » و وقتى وضع افراد مورد مشورت رسول خدا ( ص ) چنين بوده است ، چطور ممكن است خداى تعالى مسلمانان را مامور فرمايد به اينكه امور و مسائل خود را به مثل اين گونه افراد ارجاع دهند ؟ پس معلوم شد كه وجه متعين ، همان وجهى است كه ما در ذيل آيه « أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ . . . » ترجيح داديم . * ( « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا » ) * در سابق گذشت كه گفتيم از هر احتمالى روشنتر اين است كه آيه شريفه اشاره اش به داستان بدر صغرا باشد ، كه ابو سفيان نعيم بن مسعود اشجعى را به مدينه فرستاده بود تا با جعل شايعات ، ترس و نگرانى را در بين مردم مسلمان گسترش دهد و آنان را از شركت در جنگ
--> ( 1 ) صحيح نسايى . ( 2 ) مستدرك حاكم . ( 3 ) تفسير طبرى ، ج 5 ، ص 108 ط مصر . ( 4 ) در المنثور ج 2 ، ص 184 ، ط بيروت .