السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
31
تفسير الميزان ( فارسي )
تشخيص مىدهد ) و اگر مراد ، احتمال دوم باشد ، معنايش اين مىشود كه : « اگر مردم آن شايعه را به رسول و به أولى الامر رد كنند ، خود اين مردم كه حقيقت مطلب را استفسار كرده ، و در به دست آوردن ريشه آن شايعه مبالغه دارند ، حقيقت را خواهند فهميد » . گفتهايم ] و اما كلمه « اولى الامر » در جمله : « * ( وَإِلى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ ) * » ، مراد از آنان همان « اولى الامر » در جمله : « أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » « 1 » است كه در ذيل همان آيه گفتيم : مفسرين در تفسير آن اختلاف كردهاند و نيز در آنجا ريشه آن اقوال را گفتيم كه پنج قول است ، چيزى كه هست ، آنچه را كه ما استفاده كرديم معنايى روشنتر از ساير اقوال است . اما اينكه بعضى گفتهاند : « اولى الامر » همان فرماندهان سريه ها و به اصطلاح امروز هنگ و گردانها است ، صحيح نيست : براى اينكه امراى ارتش ، به جز امارت و سرپرستى سربازان خود ، آن هم در يك واقعه اى خاص يعنى جنگى كه پيش آمده ، كارى و پستى و مسئوليتى ندارند ، دائره امارت و سرپرستى امراى لشگر از چهار ديوارى لشكر تجاوز نمىكند و اما وقايع و حوادثى كه از سنخ حادثه مورد آيه است يعنى شايعه سازى دشمن و اخلال در امنيت و ايجاد خوف و وحشت عمومى كه به دست مشركين و به وسيله ايادى آنان در بين مؤمنين صورت مىگيرد تا مؤمنين را بيچاره كنند ، امراى ارتش در اين نيز مسئوليتى و قدرتى ندارند ، تا بتوانند حقيقت مطلب را براى مردمى كه از آنان امثال آن شايعات را استفسار مىكنند ، روشن سازند . و اما اينكه بعضى ديگر ممكن است بگويند : كه منظور از « اولى الامر » علماء امت است ، نادرستى آن روشنتر از نظريه قبلى است ، براى اينكه هيچ تناسبى با آيه شريفه ندارد : زيرا علما كه در صدر اسلام عبارت بودند از محدثين و فقها و قاريان و دانشمندانى كه تخصصشان بحث پيرامون اصول دين بود ، چه آگاهى از درستى و نادرستى شايعات داشتند ؟ آگاهى آنان در همان فقه و حديث و قرائت و اصول دين بود و آيه شريفه سخن از شايعه هاى شايعه سازان دارد ، مىفرمايد : * ( « وَإِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ . . . » ) * و اين شايعه ها ، ريشه هاى سياسى دارد كه هر شايعه مربوط به يك غرض است و اى بسا كه علماى مذكور در قبول آنها و يا رد و مسكوت گذاشتن و بىاعتنايى كردنشان به آن ، مفاسد و مضارى اجتماعى براى مسلمانان به بار آورند ، مفاسدى كه با هيچ چيز نمىتوان آن را جبران نمود و يا مساعى
--> ( 1 ) « سوره نساء ، آيه 51 » .