السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

307

تفسير الميزان ( فارسي )

و در كتاب فقيه به سند خود از أبان بن تغلب از امام جعفر بن محمد بن على الباقر ( صلوات اللَّه عليهما ) روايت كرده كه فرمود : ميته و خون و گوشت خوك معروف است ، احتياجى به بيان ندارد ، اما * ( « ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه » ) * عبارت است از هر حيوانى كه در پاى بتى ذبح شود ، و اما منخنقه يعنى حيوان خفه شده - با اينكه يكى از افراد ميته است بدين جهت نام برده شده كه - مجوس را رسم چنين بود كه حيوان سر بريده را نمىخوردند و به جاى آن مردار را مىخوردند و براى مردار كردن حيوانات از قبيل گاو و گوسفند آنها را خفه مىكردند ، تا بميرد آن وقت گوشت آنها را مىخوردند . - و همچنين موقوذه را كه يكى ديگر از مصاديق ميته است ، از اين جهت نام برده كه - مجوس دست و پاى حيوان را مىبستند ، و آن قدر مىزدند تا بميرد ، وقتى به كلى بى جان مىشد آن را مىخوردند و نيز مترديه كه آن نيز رسم مجوس بود ، چشم حيوان را مىبستند ، و آن را از بام پرت مىكردند ، تا بميرد ، وقتى مىمرد گوشتش را مىخوردند ، و نطيحه كه آن نيز حيوانى بوده كه به مرسوم مجوس به وسيله شاخ حيوانى ديگر مىمرده ، مثلا دو بز نر را به جنگ هم مىانداختند تا يكى در اثر ضربت شاخ ديگرى بميرد ، آن گاه آن را مىخوردند و نيز * ( « ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ » ) * كه مجوس نيم خورده درندگان چون گرگ و شير و خرس را مىخوردند ، و خداى عز و جل همه اينها را حرام كرد . و اما عنوان * ( « وَما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ » ) * از رسوم مشركين قريش بوده ، آنها درخت و سنگ را مىپرستيدند ، و در پاى آنها گوسفند قربانى مىكردند ، و نيز عنوان * ( « أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ » ) * كه اسلام آن را فسق خوانده چنين بوده ، كه شترى را مورد تقسيم قرار داده ، آن را به ده سهم تقسيم مىكردند ، كه هر سهمى اسم خاصى داشته ، بعضى از سهمها دو و يا بيشتر از دو جزء را مىبرده ، و بعضى از سهمها اصلا نمىبرده ، و آن سهام - چوبه هاى تير - را بدست كسى مىدادند تا بنام ده نفر خارج كند ، هفت چوبه تير نصيب داشته ، و سه چوبه آن نصيبى نداشته ، در نتيجه در چنين تقسيمى بعضى سهم بيشترى مىبردند و بعضى اصلا نمىبردند . آن هفت چوبه تيرى كه نصيب داشته عبارت بوده از : 1 - فذ 2 - توأم 3 - مسبل 4 - نافس 5 - حلس 6 - رقيب 7 - معلى ، به اين ترتيب كه اولى يك سهم از ده جزء شتر را ، و دومى دو سهم و سومى سه سهم ، و چهارمى چهار سهم ، و پنجمى پنج سهم ، و ششمى شش سهم ، و هفتمى هفت سهم را مىبرده . و آن سه چوبه اى كه سهم نمىبرده 1 - سفيح 2 - منيح 3 - وغد ، بوده ، و سرمايه خريدن شتر به عهده همين سه نفرى مىافتاده كه سهم نبرده‌اند و اين خود نوعى قمار است ، و به همين