السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
286
تفسير الميزان ( فارسي )
و تكليفى است شرعى ، مىخواهد بفرمايد : براى هيچ مؤمنى شرعا جائز نيست كه از كفار - بر جان خود بترسد ، و مثلا پا به فرار بگذارد - بلكه بر او واجب است كه تنها از خدا بترسد . و جان كلام اينكه آيه شريفه آل عمران مؤمنين را نهى مىكند از كارى كه صدور آن از مؤمنين حق و سزاوار نيست و آن ترس از كفار بر جان خويش است ، حال چه اينكه مامور شده باشند به خوف از خدا ، و چه نشده باشند و به همين جهت اين تكليف را در جمله بعد دوباره با قيدى كه مشعر به عليت آن است تعليل نموده ، مىفرمايد : « وَخافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » به خلاف آيه مورد بحث كه خشيت مؤمنين ترس از جان خود نيست بلكه ترس بر دينشان است ، ترسى نيست كه نزد خداى سبحان مبغوض و منفور باشد . چون ترس از اينكه مبادا كفار دين ما را از بين ببرند ، در حقيقت تحصيل رضاى خدا است ، و اگر خداى تعالى آنان را از اين ترس نهى فرموده به خاطر اين است كه سببى كه باعث ترس مسلمانان بود - يعنى اميدوارى كفار به اينكه بتوانند اسلام را از بين ببرند - از بين رفت ، و از اثر افتاد ، پس به همين دليل نهى در اين آيه كه مىفرمايد : « فلا تخشون » نهى ارشادى است ، هم چنان كه امر در جمله * ( « وَاخْشَوْنِ » ) * امر ارشادى است ، و مفاد كلام اين است كه بر شما مسلمانان واجب است كه در باره دين ترس داشته باشيد ، از اينكه مبادا كفار آن را از شما بربايند ، ليكن اين ترس تا امروز بجا و به مورد بود ، چون كفار اميد ضربه زدن داشتند ، اما امروز ديگر مايوس شدهاند ، و آن علت ترس امروز به تقدير الهى منتقل شده ، پس بايد تنها از او بترسيد ( دقت بفرمائيد ) . پس اين آيه به خاطر جمله : * ( « فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ » ) * خالى از تهديد و تحذير نيست ، براى اينكه در اين جمله امر به ترسى مخصوص كرده ، نه ترس عمومى كه در هر حالى بر مؤمن واجب است حال بايد ببينيم اين ترس خاص چه ترسى است ؟ و ترس از چيست ؟ و انگيزه اى كه اين ترس را واجب كرده و خداى تعالى به خاطر آن انگيزه و علت به اين ترس امر كرده چيست ؟ هيچ اشكالى نيست در اينكه دو فقره مورد بحث يعنى * ( « الْيَوْمَ يَئِسَ . . . » ) * و جمله * ( « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي . . . » ) * به يكديگر مربوطند ، و براى افاده يك غرض قالب گيرى شدهاند ، و در سابق بيان اين معنا گذشت . پس دينى كه خداى تعالى امروز تكميلش كرد ، و نعمتى كه تمامش فرمود - كه به حسب حقيقت يك چيز هستند - همان چيزى بوده كه كفار تا قبل از امروز به آن طمع بسته بودند ، و مؤمنين هم از آن مىترسيدند ، و خداى تعالى كفار را مايوس نموده ، دين خود را تكميل و نعمت خود را تمام كرد ، و در نتيجه نهى كرد از اينكه از كفار بترسيد ، پس آن امرى و آن چيزى كه خداى تعالى مسلمانان را امر فرموده به اينكه در باره آن چيز از او بترسند ، همان چيزى است كه نهيشان كرد از اينكه در باره آن از كفار بترسند ،