السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

280

تفسير الميزان ( فارسي )

دلواپسى صريحا اعلام شد ، ولى امورى كه خيلى كم اتفاق مىافتد و نسبت به آن چهار عنوان اصلا قابل اعتنا نيست تحريمش آرام آرام و به تدريج صورت گرفته ، و شارع اسلام از تحريم يك باره آنها از امتناع مردم دلواپس شده است ؟ . علاوه بر اين گيرم ما قبول كنيم كه تحريم يكباره آنها چنين محذورى داشته ، آيا تحريم مذكور اكمال دين است ؟ و آيا صحيح است كه تشريع احكام را دين بنامند ، و ابلاغ و بيان آن را اكمال دين بخوانند ، باز گيرم كه بيان احكام اكمال دين باشد امروز دين را براى شما تكميل و نعمت را برايتان تمام كرديم . از اين هم كه بگذريم خداى تعالى تنها در امروز نبوده كه احكامى را بيان كرده ، بلكه در طول بيست و سه سال احكام بسيارى را تشريع و بيان كرده بود ، چطور شد كه تنها اين چند حكم كه امروز بيان شد عنوان اكمال دين و اتمام نعمت به خود گرفت ؟ . و اگر منظورش اين است كه مراد از اكمال دين تعطيل شدن تشريع دين و بسته شدن باب آن است ، مىخواهد بفرمايد بعد از اين چند حكم ديگر هيچ حكمى تشريع نخواهد شد ، در اين صورت از اين شخص مىپرسيم پس احكامى كه بعد از نزول سوره مائده و قبل از رحلت رسول اللَّه ( ص ) نازل شد چه بوده ؟ آيا آنها جزء دين نبودند ، بلكه از اين بالاتر احكامى كه بعد از اين آيه در خود اين سوره آمده مورد سؤال مىباشد ، كه آيا اينها جزء دين نيستند ؟ خواننده محترم مىتواند با مطالعه دقيق آن آيات به آن احكام واقف گردد . و بعد از همه اين اشكالهاى بى جواب مىپرسيم در صورتى كه منظور همان چند حكمى است كه در عرفه ، دهم هجرت نازل شد معناى جمله : « و رضيت لكم الاسلام دينا » كه تقديرش « اليوم رضيت لكم الاسلام دينا » مىباشد چيست ؟ و چرا به اين چند حكم منت نهاده شد ؟ و چرا خداى سبحان تنها آن روز ، اسلام را دينى پسنديده دانست ؟ با اينكه هيچ مزيتى تصور نمىشود كه باعث اين اختصاص گردد . تازه بعد از همه اين اشكالها و چراها بيشتر و يا قريب به بيشتر اشكالهايى كه بر وجوه قبلى وارد بود بر اين وجه نيز وارد است ، و ما ديگر با اعاده آنها گفتار خود را طول نمىدهيم . و يا منظور از كلمه « يوم » روز معينى از روزهايى است كه بين عرفه دهم هجرت و بين ورود رسول خدا ( ص ) به مدينه طيبه است ، روزى كه با بعضى از وجوه كه در معناى ياس كفار و در معناى اكمال دين ذكر شده تناسب داشته باشد ، در اين صورت نيز اشكالهاى سابق كه به تفصيل مذكور سابق وارد مىشد بر آن وارد مىشود . اين بود قسمتى از حرفهايى كه بعد از مراجعه و تتبع از ديگران بدست آمده ، و يا