السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
273
تفسير الميزان ( فارسي )
و مستقيم هست ، بطورى كه مضمون هر دو اين معنا را مىپذيرد كه با هم تركيب شده يك آيه را تشكيل دهند ، علاوه بر اينكه هر دو جمله سياقى واحد دارند - بدين جهت بوده كه آن جناب اين دو جمله را در اول سوره مائده قرار دادهاند - . باز مؤيد اين اعتقاد ما آن است كه علما و مفسرين قديم و جديد يعنى صحابه و تابعين و متاخرين تا عصر ما هر دو جمله را متصل دانستهاند ، بطورى كه هر يك را متمم و مفسر ديگرى گرفتهاند ، و اين نيست مگر به خاطر اينكه آنها نيز همين معنا را از اين دو جمله فهميدهاند . نتيجه اين نظريه چنين مىشود كه جمله : معترضه يعنى جمله : * ( « الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ . . . » ) * يا اينكه مىفرمايد : * ( « رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً » ) * مجموعش جمله هايى معترضه جمله هايى كه با يكديگر كمال اتصال را دارند ، و غرض واحدى را افاده مىكنند ، غرضى كه قائم به هر دو جمله است ، بدون اينكه در افاده آن با هم اختلافى داشته باشند ، حال چه اينكه بگوئيم با آيه اى كه از بالا و پائين اين دو جمله را احاطه كردهاند ارتباط دارند ، و يا نگوئيم ، چون همانطور كه گفتيم اين ترديد هيچ اثرى در اين معنا ندارد كه اين دو جمله كلامى واحدند ، و هر دو معترضه هم هستند ، و يك غرض را افاده مىكنند ، و كلمه « يوم » كه يك بار در جمله * ( « الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . » ) * آمده ، و يك بار ديگر در جمله * ( « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . . » ) * آمده ، يك روز را در نظر دارند ، يك روزى كه هم كفار از دين مسلمانان مايوس شدند ، و هم دين خدا به كمال خود رسيده است . حال بايد ديد منظور از كلمه « يوم » در جمله * ( « الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ » ) * چيست ؟ آن چه روزى است كه كفار از دين مسلمانان مايوس شدند ؟ و فهميدند كه ديگر نمىتوانند دين اسلام را از بين ببرند ، آيا آن زمانى است كه اسلام با بعثت رسول خدا ( ص ) و دعوت آن جناب ظاهر شد ؟ و در نتيجه مراد از اين جمله اين است كه خداى تعالى اسلام را بر شما نازل و دين را براى شما تمام و نعمت خود را بر شما به نهايت رسانيد ، و ديگر كفار نمىتوانند به شما دست پيدا كنند ؟ اين را كه به هيچ وجه نمىتوان گفت ، براى اينكه اين عبارت را براى هر كس بخوانى از آن چنين مىفهمد كه مردم مسلمان دينى داشتهاند ، كه به خاطر ناقص بودنش كفار طمع بسته بودند كه دين آنان را باطل ساخته يا در آن دخل و تصرفى بكنند ، و مسلمانان هم از همين جهت بر دين خود مىترسيدند ، و ليكن خداى تعالى دين آنان را تكميل كرد ، و آن نقص را بر طرف ساخت ، و نعمت خود را بر آن مردم به حد كمال رسانيد ، و آن گاه به آن مردم فرمود : ديگر نترسيد كه ديگر كفار از دين شما مايوس شدند ، و ما مىدانيم كه عرب قبل از ظهور اسلام دينى نداشتند