السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
216
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً » ) * آرى به خاطر كفرشان و تهمت عظيمى كه به مريم زدند ، خدا بر دلهاشان مهر زد و تهمتشان به مريم ( ع ) اين بود كه وقتى فرزند خود ، عيسى ( ع ) را به دنيا آورد ، او را متهم به زنا كردند و اين خود ، هم كفر بود و هم بهتان ، زيرا خود عيسى ( ع ) در آغاز ولادتش به زبان آمد و با آنان سخن گفت كه : « إِنِّي عَبْدُ اللَّه ، آتانِيَ الْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا » « 1 » . * ( « وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّه وَما قَتَلُوه وَما صَلَبُوه وَلكِنْ شُبِّه لَهُمْ . . . » ) * در سابق يعنى در سوره آل عمران آنجا كه سخن از داستان عيسى ( ع ) بود گفتيم كه يهوديان اختلاف كردهاند در اينكه عيسى ( ع ) را به چه شكلى كشتند ، آيا او را به دار آويختند ؟ و يا كشتند و به دار نزدند ؟ شايد اينكه در آيه مورد بحث اول فرموده كه « گفتند : ما او را كشتيم » و سپس از كشتن و به دار زدن او سخن گفته و فرموده : « نه او را كشتند و نه به دارش زدند » ، براى اين بوده كه چون مقام ، مقام رد دعوى آنان بوده ، خواسته همه اقسام دعوى آنان را رد كند ، بطورى كه ديگر هيچ ترديدى نماند . آرى از آنجا كه دار زدن نوع خاصى از شكنجه دادن به مجرمين بوده و در همه موارد ملازم با قتل نبوده ، لذا اگر اين كلمه بيان نداشته باشد كشتن به ذهن تبادر نمىكند بلكه شنونده احتمال مىدهد كه او را زنده به دار زده و زنده هم پائين آورده باشند و چون خود يهوديان در كيفيت كشتن عيسى ( ع ) اختلاف كردهاند ، لذا در آيه شريفه كافى نبود بفرمايد : او را نكشتند ، چون ممكن بود يهوديان اين كلام خدا را تاويل نموده ، بگويند : بله او را بطور عادى نكشتيم بلكه به دارش آويختيم ، به همين جهت خداى سبحان بعد از آنكه فرمود : « او را نكشتند » اضافه كرد كه : « و به دارش نياويختند » تا كلام حق صراحت را اداء كرده باشد و بطور نص صريح فهمانده باشد كه عيسى به دست يهوديان از دنيا نرفته ، نه به كشتن و نه به دار آويخته شدن ، بلكه امر بر يهود مشتبه شد و غير مسيح را به خيال اينكه مسيح است گرفتند و كشتند و يا به دار زدند و اين واقعه خيلى هم بعيد نيست بلكه امرى عادى است ، چون در جوامع وحشى و همجى و مخصوصا در موقعى كه اجتماع هجوم مىآورند تا شخص مورد نظرشان را به قتل برسانند بسيار مىشود كه در اثر غوغا مجرم حقيقى گم مىشود و غير مجرم به جاى مجرم
--> ( 1 ) من بنده خدايم ، او به من كتاب داده و مرا پيامبر كرده است . « سوره مريم ، آيه 30 » .