السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

217

تفسير الميزان ( فارسي )

كشته مىشود و اتفاقا در داستان عيسى ( ع ) مباشرين قتل اطرافيان آن جناب نبودند تا او را به خوبى بشناسند بلكه لشگريان روم مباشر اين عمل شده‌اند و معلوم است كه روميان معرفتى كامل به حال و وضع آن جناب نداشته‌اند پس ممكن است كه شخص ديگرى را دستگير كرده و به قتل رسانده باشند و با اين حال در روايات آمده كه خداى تعالى قيافه و شكل مسيح ( ع ) را بر شخص ديگر انداخت و اين باعث شد كه او را بگيرند و به جاى عيسى ( ع ) به قتل برسانند . و بسا از محققين تاريخ گفته‌اند : داستانهاى تاريخى كه در اين مساله ضبط شده و حوادثى كه با دعوت آن جناب ارتباط داشته و داستانهايى كه تاريخ از حكام و داعيان معاصر عيسى ( ع ) ضبط كرده ، همه با دو تن انطباق دارند كه نام هر دو مسيح بوده و بين آن دو بيش از پانصد سال فاصله بوده است ، مسيح اول مسيح حقيقى و پيامبر خدا بوده كه كشته نشده و مسيح دوم مردى باطل گو بوده كه به دار آويخته شده و از نظر اين محقق به همين دليل تاريخ ميلادى كه فعلا در بين مسيحيان معروف است ، مورد ترديد و شك قرار گرفته . و بنا بر اين نظريه پس آنچه قرآن كريم در اين باره فرموده يعنى مساله تشبيه ، منظور از آن ، تشبيه مسيح بن مريم با مسيح مصلوب و به دار آويخته شده است - و خدا داناتر است - . * ( « وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيه » ) * يعنى آنهايى كه در باره عيسى ( ع ) اختلاف كردند كه آيا او را كشتند و يا به دار آويختند * ( « لَفِي شَكٍّ مِنْه » ) * در باره امر عيسى ( ع ) در شك هستند ، يعنى جهل دارند * ( « ما لَهُمْ بِه مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ » ) * ، علمى بدان ندارند و پيرويشان تنها از ظن و تخمين است و يا صرفا ترجيح دادن يك طرف احتمال است بدين جهت كه فلانى چنين گفته است . * ( « وَما قَتَلُوه يَقِيناً » ) * يعنى او را بطورى كه يقين داشته باشند نكشتند ، و ( يا او را نكشتند و من اين خبر را به تو بطور يقين مىدهم ) و چه بسا بعضى از مفسرين كه گفته‌اند : ضمير در جمله : « ما قتلوه » به علم بر مىگردد و معناى جمله اين است كه « آنان علم را يقينا نكشتند » و كشتن علم در لغت به معناى خالص كردن آن از شك و ترديد است . « 1 » و چه بسا بعضى ديگر گفته‌اند : ضمير مزبور به كلمه « ظن » بر مىگردد و معناى جمله

--> ( 1 ) ( پس معناى جمله مورد بحث اين است كه يهوديان بطور قطع علم خالص بر كشتن عيسى ندارند يا اصلا علم ندارند و يا اگر علمى دارند علم خالص از شك نيست ، به محضى كه مورد سؤال قرار گيرند كه چه دليلى بر عقيده خود داريد ؟ دچار شك و ترديد مىشوند « مترجم » ) .