السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
20
تفسير الميزان ( فارسي )
تعالى به چه معنا است . و تو خواننده محترم اگر در تفسير آيه مورد بحث به كتب تفاسير مراجعه كنى به اقوالى مختلف و آرا و هوا و هوسهاى گوناگونى برخورد مىكنى و نيز انواع و اقسام اشكالاتى را خواهى ديد كه مبهوت مىگردى و من اميد آن دارم به همين مقدار كه ما در اينجا در اختيارت گذاشتيم براى تو و براى هر كسى كه بخواهد در كلام خداى تعالى تدبر كند ، كافى باشد . چيزى كه هست اين تذكر را نبايد از ياد برد كه جهات بحث بايد از يكديگر تفكيك شود و نيز بايد با عرف و اصلاحى كه قرآن كريم براى خود در معناى حسنه و سيئه و نعمت و نقمت دارد آشنا بود و نيز بايد بين شخصيت فردى و شخصيت مجتمع فرق گذاشت و بين آن دو خلط نكرد تا نتيجه بحث به دست آيد . بحث روايتى در تفسير در المنثور در ذيل آيه : * ( « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا . . . ) * » آمده كه نسايى ، ابن جرير ، ابن ابى حاتم ، حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) و بيهقى ( در كتاب سنن خود ) از طريق عكرمه و از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : عبد الرحمن بن عوف به اتفاق چند نفر از رفقايش نزد رسول خدا ( ص ) آمدند و عرضه داشتند : يا نبى اللَّه ! ما در ايامى كه مشرك بوديم ، براى خود عزتى و آبرويى داشتيم و همين كه ايمان آورديم ، ذليل شديم ، رسول خدا ( ص ) فرمود : من مامور به عفو شدهام و لذا شما اجازه نداريد با كفار جنگ كنيد ، ولى همين كه از مكه به مدينه كوچ كردند و خداى تعالى آنها را مامور به هجرت نمود ، در آنجا دستور داد كه با كفار قتال كنند ولى همين افرادى كه آن روز اعتراض داشتند كه چرا اجازه قتال ندارند ؟ از اطاعت خدا و رفتن به جنگ سر باز زدند ، و خداى تعالى در باره آنان اين آيه را نازل فرمود : * ( « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ . . . » ) * . « 1 » و در همان كتاب است كه عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر از قتاده روايت كردهاند كه در تفسير آيه فوق گفته است : جمعى از اصحاب رسول خدا ( ص ) در روزگارى كه در مكه زندگى مىكردند و هنوز رسول خدا ( ص ) هجرت نفرموده بود ، عجله مىكردند در جنگيدن
--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ، ص 184 ، ط بيروت .