السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

21

تفسير الميزان ( فارسي )

و به رسول خدا ( ص ) عرضه مىداشتند : به ما اجازه بده حد اقل بيلهاى خود را برگيريم و با مشركين بجنگيم كه سركوب كردن آنان آن قدر براى ما آسان است كه حاجت به شمشير نداريم . سپس قتاده اضافه كرده كه براى ما چنين ذكر كرده‌اند كه عبد الرحمن بن عوف هم از آن افراد بوده و رسول خدا ( ص ) از اين كار آنها را نهى مىفرمود و اظهار مىداشت : من مامور به اين كار نيستم ، همين كه هجرت كردند و مامور به قتال شدند ، همين افراد از جنگيدن خوددارى ورزيدند و در باره اين دستور كارى كردند كه اينك از نظر شما مىگذرد ، خداى تعالى در باره آنان مىفرمايد : * ( « قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَلا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا » ) * . « 1 » و در تفسير عياشى از صفوان بن يحيى از ابى الحسن ( ع ) روايت آمده كه فرمود : خداى تعالى فرموده است : اى پسر آدم به مشيت من بود كه تو صاحب مشيت شدى ، مىخواهى و مىگويى و به قوت من بود كه نيرومند شدى ، و توانستى واجبات مرا انجام دهى ، به نعمت من بود كه نيرومند بر نافرمانى من شدى ، آنچه از حسنه به تو برسد از ناحيه خدا است و آنچه از سيئه به تو اصابت كند از ناحيه خودت است ، چون من سزاوارتر به حسنات تو از خود تو هستم و تو سزاوارتر از من به سيئات خود هستى ، چون من از آنچه مىكنم باز خواست نمىشوم و خلائق از آنچه مىكنند بازخواست مىشوند . « 2 » مؤلف : در جلد اول اين كتاب در تفسير آيه : « إِنَّ اللَّه لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا » « 3 » اين روايت را به عبارتى ديگر نقل كرديم و پيرامون معناى آن بحث كرديم . و در كافى به سند خود از عبد الرحمن بن حجاج روايت شده كه گفت : نزد امام صادق ( ع ) سخن از بلاهاى عموم مردم و بلاى مخصوص مؤمن رفت ، فرمود : از رسول خدا ( ص ) پرسيدند : بلاى چه كسى در دنيا شديدتر است ؟ فرمود : اول انبيا و سپس آنكه شبيه تر از سايرين به انبيا است و بعد از آن ، هر كس به هر مقدار كه به انبيا شباهت داشته باشد ، به آن مقدار بلا خواهد داشت و بعد از طبقه انبيا و اولياء هر مؤمنى به مقدار ايمانش و حسن اعمالش به بلا مبتلا مىشود .

--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ، ص 184 ، ط بيروت . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 258 ، ح 200 ، ط اسلاميه تهران . ( 3 ) « سوره بقره ، آيه 26 » .