السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

198

تفسير الميزان ( فارسي )

و در تفسير در المنثور آمده كه ابن منذر از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : هيچ عملى ( هر قدر هم كه كوچك باشد ) با تقوا كوچك نيست و چگونه ممكن است چيزى كه مورد قبول درگاه الهى است كوچك بوده باشد و خداى عز و جل وعده داده كه « إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّه مِنَ الْمُتَّقِينَ » خداى تعالى عمل را تنها از مردم با تقوا قبول مىكند . « 1 » مؤلف : اين معنا نيز معناى لطيفى است كه بعد از تجزيه و تحليل بالآخره به معناى روايت سابق بر مىگردد . و در همان كتاب است كه مسلم و ابو داود و بيهقى در كتاب سنن خود از انس روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : منظور از اين آيه ( يعنى آيه : « وَإِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ . . . » منافقين است كه مدتى مىنشينند و چشم به آفتاب مىدوزند تا كى غروب مىكند همين كه خورشيد بين دو شاخ شيطان قرار گيرد آن گاه برخاسته ، به سرعت سر خود را چون كلاغ ، چهار مرتبه به زمين مىزنند بدون اينكه ذكر خدا بگويند مگر اندكى . « 2 » مؤلف : اين نيز معناى ديگرى است براى كمى ذكر خدا ، چون ذكر كردن مثل چنين نمازگزارى صرف رو به خدا ايستادن براى نماز است با اينكه او مىتواند غرق در ياد خدا باشد ، حضور قلب را رعايت نموده ، با طمانينه و آرامش نماز بگزارد . و مراد از اينكه فرمود : « تا آنكه خورشيد بين دو شاخ شيطان قرار گيرد » ، نزديك شدن خورشيد به كرانه غروب است و وجه اين تشبيه اين است كه كانه آخر روز و اول شب را دو شاخ شيطان دانسته ، چون شيطان با اين دو شاخ خود انسانها را مىزند و يا در اين دو هنگام براى جنس بشر خودنمايى مىكند . و در همان كتاب آمده كه عبد بن حميد و بخارى در تاريخ خود و مسلم و ابن جرير و ابن منذر از ابن عمر روايت كرده‌اند كه گفته است : رسول خدا ( ص ) فرمود : مثل منافق مثل گوسفند لوچى است كه در بين دو گوسفند قرار گرفته باشد ، يك بار چشم لوچش اين را مىبيند و به دنبالش مىرود ، بار ديگر چشمش به آن ديگرى مىافتد و دنبال آن را مىگيرد و هيچ وقت نمىفهمد كه دنبال كداميك مىرود . « 3 » و در همان كتاب است كه عبد الرزاق و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه ، از ابن عباس نقل كرده‌اند كه گفت : هر جا در قرآن كريم كلمه : « سلطان » آمده باشد به معناى حجت و دليل است . « 4 »

--> ( 1 و 2 و 3 و 4 ) در المنثور ، ج 2 ص 236 .