السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
166
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَإِنْ يَتَفَرَّقا يُغْنِ اللَّه كُلًّا مِنْ سَعَتِه » ) * يعنى اگر زنان و مردان مورد بحث كارشان به جدايى و طلاق كشيد ، خداى تعالى به فضل واسع خود ، هم آن مرد را بىنياز مىكند و هم آن زن را و منظور از بىنياز كردن به قرينه مقام ، اين است كه هر دو را در همه امور مربوط به ازدواج بىنياز مىكند ، به آن مرد زنى سازگار و شوهر دوست و . . . مىدهد و به آن زن نيز شوهرى ديگر مىدهد كه بهتر از اول به وى نفقه بدهد و با او انس و همخوابگى و ساير لوازم زناشويى را داشته باشد ، زيرا چنان نيست كه خداى تعالى فلان زن را براى فلان مرد و آن مرد را براى آن زن خلق كرده باشد ، بطورى كه اگر يكى از ديگرى جدا شد آن ديگر جفت ديگرى نداشته باشد بلكه سنت ازدواج يعنى زن گرفتن مردان و به شوهر رفتن زنان سنتى است فطرى و اينكه مىبينيم مردان زن مىگيرند و زنان شوهر مىروند ، اين رفتار ناشى از دعوتى است كه در فطرت آنان است ، اين زن نشد ، زن ديگر و اين شوهر نشد ، شوهر ديگر . * ( « وَكانَ اللَّه واسِعاً حَكِيماً وَلِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ » ) * اين دو جمله حكم قبلى را تعليل مىكند و مىفرمايد : اگر گفتيم : « خداى تعالى هر دو را به فضل واسع خود بىنياز مىكند » براى اين بود كه خدا واسع و حكيم است و نيز براى اين بود كه ملك آنچه در آسمانها و در زمين است از آن خداى تعالى است . * ( « وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّه . . . » ) * اين آيه شريفه دعوت قبلى مردم به مراعات تقوا در همه مراحل معاشرت بين زن و شوهر را تاكيد مىكند و مىفرمايد ، كه : تقوا را در هر حال بايد رعايت كرد ، چون ترك تقوا كفران نعمت خداى تعالى است ، البته اين در صورتى است كه تقواى حاصل از اطاعت خدا عنوانى جز شكر نعمتهاى او نداشته باشد و يا در صورتى است كه بگوئيم : ترك تقوا و بى پروايى نسبت به خداى تعالى منشاى به جز كفر ندارد ، حال يا كفر ظاهرى نظير كفرى كه در كفار و مشركين هست و يا كفر باطنى و نهفته در درون ، نظير كفرى كه در مسلمانان فاسق وجود دارد . با اين مطلبى كه ما بيانش كرديم معناى جمله : * ( « وَإِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ . . . » ) * روشن مىشود كه مىفرمايد : اگر شما وصيت ما را حفظ نكنيد آن وصيتى را كه به پدران شما و اقوام قبل از شما كرديم و آن وصيت را ضايع گذارده ، ترك تقوا كنيد ، ترك تقوايى كه يا خودش كفر به خدا است و يا ناشى از كفر به خدا است ، در اين صورت بدانيد كه هيچ ضررى به خداى سبحان نمىزنيد ، چون خداى سبحان احتياجى به شما ندارد نه به شما و نه به تقواى شما و چگونه چنين چيزى تصور دارد با اينكه آنچه در آسمانها