السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

149

تفسير الميزان ( فارسي )

سلافه ميزبان بشر شده ، حسان بن ثابت ( شاعر معروف ) چند بيتى عليه سلافه سرود و سلافه كه آبروى خود را در خطر بديد اثاث و رحل بشر را برداشته بر سر خود نهاد و از خانه بيرون و تا لبه دره آمد و آن اثاث را به طرف ابطح ( ته دره ) پرتاب كرد و رو كرد به صاحب اثاث و گفت : تو براى من به جاى هر سوغاتى مطلوب شعر حسان را به ارمغان آورده اى ؟ « 1 » . مؤلف : اين سرگذشت به طرقى ديگر نيز روايت شده و در همان كتاب است كه ابن جرير از ابن زيد روايت كرده كه در تفسير آيه مورد بحث گفته است : مردى در زمان رسول خدا ( ص ) زرهى آهنى بدزديد و آن را به خانه مردى يهودى پرت كرد ، و يهودى ( بعد از آنكه دستگير شد ) عرضه داشت : اى ابا القاسم به خدا سوگند كه من اين زره را ندزديده‌ام و ليكن آن را به داخل خانه‌ام پرتاب كردند ، ابن زيد مىگويد : آرى مردى آن زره را دزديده بود و همسايگانش كه خواسته بودند او را تبرئه كنند زره را به خانه يهودى پرتاب كرده ، به رسول خدا ( ص ) عرضه داشتند : اين يهودى خبيث به خدا كفر مىورزد و نيز به آنچه تو آورده اى ايمان ندارد ، آن قدر عليه او بد گويى كردند كه رسول خدا ( ص ) او را به چند كلمه عتاب كرد . و به اين جهت خداى تعالى خود آن جناب را مورد عتاب قرار داد كه : * ( « إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّه وَلا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً وَاسْتَغْفِرِ اللَّه » ) * كه ترجمه اش در همين فصل گذشت . و در آن به رسول خدا ( ص ) فرمود : از آنچه به اين مرد يهودى گفتى استغفار كن كه خدا غفور و رحيم است ، آن گاه عتاب خود را متوجه همسايگان سارق مذكور كرده ، فرمود : « ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ، فَمَنْ يُجادِلُ اللَّه عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ، أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا » ، آن گاه توبه را پيشنهاد كرده ، فرمود : « وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَه ، ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّه يَجِدِ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُه عَلى نَفْسِه » ، « وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِه بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِيناً » ، * ( « وَمَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَه الْهُدى » ) * ابن زيد در معناى اين جمله گفته است : يعنى توبه اى را كه خداى تعالى به او عرضه كرده نپذيرد و به جاى آن از مدينه به سوى مشركين مكه برود و در آنجا خانه مردم را نقب بزند و بدزدد و خدا آن خانه را به رويش خراب كرده ، به قتلش برساند . « 2 »

--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ص 215 . ( 2 ) در المنثور ج 2 ص 217 .