السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
123
تفسير الميزان ( فارسي )
و بال آن از مورد خودش تجاوز نكند چون ترك واجبات يا فعل بعضى از محرمات چون ترك روزه ، خوردن خون و نيز هر كس معصيتى كند كه و بال آن استمرار دارد ، مانند قتل نفس بدون حق و مانند سرقت ، و آن گاه معصيت خود را به بى گناهى تهمت بزند ، بهتانى و اثمى آشكار را مرتكب شده است . در اين آيه شريفه دو استعاره لطيف به كار رفته است : اول اينكه تهمت زدن را « رمى » خوانده ، و رمى به معناى انداختن تير به طرف دشمن ، و يا به طرف شكار است . دوم اينكه تن در دادن به اين عمل زشت و قبول و زر و و بال بهتان را تحمل و يا به عبارتى احتمال خوانده . كانه تهمت زننده كه بى گناهى را متهم مىكند ، مثل كسى مىماند كه شخصى را بدون اطلاع ترور كند و به نامردى از پاى در آورد ، و چنين عملى بار سنگينى به دوش او مىگذارد كه او را از هر خيرى در تمامى زندگىاش باز دارد ، و محروم سازد و هرگز از دوش او نيفتد . و از آنچه گذشت اين معنا روشن شد كه چرا تعبير از معصيت در آيات كريمه مختلف است ، يك جا آن را « اثم » خوانده ، جايى ديگر « خطيئه » ناميده يك جا « سوء » ، و جايى ديگر « ظلم » ، يك جا « خيانت » و جايى ديگر « ضلالت » خوانده و روشن شد كه هر يك از اين الفاظ معنايى دارد . كه مناسب با محلى است كه در آنجا استعمال شده است . « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ وَرَحْمَتُه لَهَمَّتْ طائِفَةٌ . . . » سياق آيات دلالت دارد بر اينكه مراد از كلمه « همت » ( تصميم مىگرفتند ، تو پيامبر را گمراه كنند ) اين است كه تصميم مىگرفتند آن جناب را راضى كنند به اينكه از همان افرادى كه در ابتداى آيات به عنوان خائنين نامبرده شدند دفاع كند ، و بنا بر اين مراد از اين طايفه نيز همان كسانى است كه خداى سبحان روى سخن به آنان بر گردانيد و فرمود : « ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا . . . » . و قهرا اين طايفه با قوم و خويش ابى طعمه تطبيق مىشود كه روايتش به زودى مىآيد . ان شاء اللَّه و اما اينكه فرمود : « و گمراه نمىكنند مگر خودشان را » مراد از اين گمراهى به قرينه اينكه بعد از آن فرموده : « وَما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ . . . » ( و هيچگونه ضررى به تو نمىرسانند ) نوعى گمراهى است كه از خود آنان به ديگران تجاوز نمىكند . پس خود آنها در اين تصميمى كه گرفتهاند گمراهند براى اينكه تصميمشان عين معصيت است و هر معصيتى ضلالت است . البته براى اين گفتار معناى ديگرى هست كه ما در بحثى كه پيرامون آيه : « وَما يُضِلُّونَ