السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

30

تفسير الميزان ( فارسي )

نمىماند ، و ذكر خدا سودى نمىبخشد ، و به خاطر همين علت بود كه جمله نامبرده را با جمله : * ( « وَهُمْ يَعْلَمُونَ » ) * ختم فرمود ، و اين خود قرينه اى است بر اين كه كلمه « ظلم » در صدر آيه شامل گناهان صغيره نيز مىشود ، چون اصرار بر گناه موجب اهانت به امر خدا است ، و نشانه آن است كه چنين كسى هيچ احترامى و اهميتى براى امر خدا قائل نيست ، و مقام او را تحقير مىكند ، و در اين دلالت هيچ فرقى بين گناه صغيره و كبيره نيست ، پس جمله : « ما فعلوا » اعم است از گناهان كبيره ، و مراد از آن همان چيزى است كه در صدر آيه ذكر كرد ، چيزى كه هست گناه صغيره اگر فاحشه نيست ظلم به نفس هست ( زيرا بتدريج ملكه گناهكارى را در نفس پديد مىآورد « مترجم » ) . و جمله : * ( « أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ » ) * بيان اجر جزيل آنان است ، و آنچه خداى تعالى در اين آيه تذكر داده عين همان فرمانى است كه در آيه زير فرموده ، يعنى مسارعة به سوى مغفرت ، و به سوى جنت و فرمود : * ( « وَسارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ . . . » ) * و از اينجا روشن مىگردد كه امر به مسارعت در چند عمل است : 1 - انفاق 2 - كظم غيظ 3 - عفو از خطاهاى مردم 4 - استغفار . * ( « قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا . . . » ) * كلمه « سنن » جمع سنت است ، كه به معناى طريقت و روشى است كه بايد در مجتمع سير شود ، و اين كه امر فرموده در زمين سير كنند براى اين است كه از سرگذشت امتهاى گذشته عبرت بگيرند ، و سرانجام پادشاهان و فراعنه طاغى را ببينند كه چگونه قصرهاى رفيعشان به دردشان نخورد ، و ذخيره هاى موزه سلطنتيشان ، و تخت مزين به جواهرشان ، و لشكر و هوادارانشان سودى به آنان نبخشيد ، و خداى تعالى همه را از بين برد ، و چيزى به جز سرگذشتى كه مايه عبرت باشد از آنان باقى نماند ، ولى فرو رفتگان در غفلت كجا ؟ و عبرت كجا ؟ . و اما اينكه بيائيم آثار باستانى آنان را و مجسمه هايشان را حفظ كنيم ، و در كشف از عظمت و مجد آنان مخارج گزاف و زحمات طاقتفرسايى را تحمل نمائيم ، از امورى است كه قرآن كريم هيچ اعتنايى به آن ندارد ، چون اين خود يكى از مصاديق بتپرستى است ، كه در هر دوره اى به شكلى و در لباسى خودنمايى مىكند ، و ما ان شاء اللَّه به زودى پيرامون اين معنا بحثى مستقل ايراد خواهيم كرد ، و در آنجا معناى و ثنيت و بتپرستى را تجزيه و تحليل خواهيم نمود . * ( « هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ . . . » ) * در اين آيه بيانات آيات قبل را روشنگر براى عموم مردم ، و هدايت و موعظتى براى خصوص متقين دانسته ، و اين تقسيم به اعتبار تاثير است ، ( و مىخواهد بفرمايد هر چند بيان